خانه مقاله فارسي مقاله ترجمه بايگاني
معيار توفيق

رولان بارت

برگردان: محمد تقي غياثي


  آيا فکر مي‌کنيد که معياري براي درک توفيق يک اثر ادبي وجود داشته باشد؟ اگر چنين معياري هست، آيا تدوين آن فوري‌ترين امر نيست؟ آيا به عقيدة شما، ما حق داريم اين معيار را پيشيني تعريف نکنيم؟ و بگذاريم که، در صورت امکان، از يک گزينش تجربي ناشي شود؟
  توسل به تجربه، شايد رفتار آفرينندگان است. و نمي‌تواند تلقي منتقدان باشد. اگر به ادبيات نگاه کنيم، اثر هميشه انجام طرحي است که در سطحي از هستي نويسنده انديشيده شده است. اين سطح، الزاماً سطح انديشة محض نيست. شايد به ياد مي‌آوريد که واله‌ري پيشنهاد مي‌کرد که هر نقدي را بر اساس فاصله‌اي بنا نهند که اثر را از طرح اوليه جدا مي‌سازد. بنابراين، توفيق اثر را مي‌توان کوتاه‌ترين فاصلة آن تا طرح سازنده‌اش دانست. اما چون اين طرح روشن و قابل اندازه‌گيري نيست، چون نويسنده محکوم به آن است که طرح خود را تنها از خلال اثر، يعني همان وسيلة مورد سؤال انتقال دهد، پس « توفيق ادبي» را فقط من غير مستقيم مي‌توان تعريف کرد: توفيق، درک جزالت است، و اين احساس که نويسنده مصراَ به يک ارزش، و فقط به همان يک ارزش گردن مي‌نهد. اين ارزش مؤکد و امري، که وحدت اثر را تضمين مي‌کند، بنا به ادوار مختلف ممکن است متفاوت باشد. مثلاَ پيدا است که در قصة سنتي، توصيف تابع هيچ شگرد دقيقي نيست: قصه نويس ، ديده‌ها و دانسته‌هاي خود، يعني مشاهدات و اطلاعات قهرمانش را ، نا‌آگاهانه به هم مي‌آميزد. يک صفحه از قصه ستندال، مثلاَ توصيف بخش کارويل، در قصة لام‌يل، مستلزم چندين شعور گزارشگر است. نظام بينشي قصة سنتي بسيار خالص بود. مسلماَ بدان جهت که در آن زمان« کيفيت » توفيق فرع ارزش‌هاي ديگري بود، و نزديکي قصه‌نويس و خواننده‌اش مسأله مهمي نبود. به نظر من، براي نخستين بار، به طرزي دقيق و نه ديگر ناآگاهانه ، اين بي‌نظمي مورد بررسي مارسل پروست قرار گرفت. گزارشگر اين نويسنده، داراي يک صدا ولي چندين شعور است. اين بدان معنا است که يک خرد گرايي دقيقاً قصه‌وار جانشين خرد‌گرايي سنتي مي‌گردد. اما با همين کار، سراپاي وجود قصه سنتي متزلزل گرديده است. اکنون، در يک نظر اجمالي تاريخي، داراي قصه‌‌اي هستيم که فقط از يک نگاه برخوردار است. در اين صورت، توفيق اثر از دقت و تداوم بينش تشکيل مي‌شود: در قصه حسادت، اثر رب- گري‌يه، تغيير راي، نوشته ميشل بوتور، و در همه آثار ديگر قصه نو، به عقيدة من همين که يک بينش بر اساس منظور روشن و دقيقي آغاز شد، همانند خطي راست کشيده مي‌شود، بدون کمترين مداخلة اين آگاهي‌هاي انگل که به درونگرايي نويسنده امکان مي‌داد که در اثر خود علناَ و بدون پرده‌پوشي دخالت کند.( البته اين هم شرطي است، نمي‌توان قول داد که هميشه رعايت مي‌شود. در اين مورد نيازمند تفسير متن هستيم.) به عبارت ديگر، فقط از يک نگاه در مورد جهان صحبت مي‌شود. و اين امر « نقش» هاي مربوط به قهرمان و نويسنده را به طور قابل ملاحظه‌اي تغيير مي‌دهد. در اين صورت ، توفيق اثر در گرو انجام شرط و خلوص بينشي است که دوام دارد، وبا وجود بر اين، تابع تغييرات، متفاوت داستان قصه است. چرا که داستان قصه نخستين دشمن نگاه است. و شايد به همين جهت است که اين قصه‌هاي« موفق» چندان داستاني نيستند. اين مسأله‌اي است که بايد به رغم همة دشواري‌ها گشود: يعني يا بايد داستان را فاقد ارزش اعلام کنيم ( در آن صورت چگونه مي‌توان « نظر خواننده» را جلب کرد نمود؟) ، يا آن را با نظام بينشي درآميزيم که خلوصش دانش خواننده را به طور قابل ملاحظه‌اي کاهش مي‌دهد.


برگرفته از کتاب: نقد تفسيري – نشر بزرگمهر
حروف‮چين: شراره گرمارودي


نسخه قابل چاپ
شناسه : TA1833
تاريخ ارسال : سه شنبه 18 دی 1386
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
شیفتگی پرشور زنان - راینر ماریا ریلکه

هنر خلق حماسه - اومبرتواكو

ترجمانِ کرانة اقیانوس - نامه خولیو کورتاسار به پابلو نرودا

بلندي‌هاي بادگير، غرور و تعصب و آلیس مونرو - مارگارت اتوود

برای تقویت ذهنِ ادبی‌تان پایِ ادبی‌تان را به کار اندازید - جویس کارول اوتس

خسته‌ای فلیسه! - فرانتس كافكا

روزی که سنت اگزوپری در آسمان ناپدید شد - مرگ آنتوان دوسنت اگزوپری به روایت ژول روی

معنا، قصد و زمینه - جاناتان کالر

برگی از یادداشت‌های روزانه کافکا -

23 اندرز به کسانی که وقت ندارند بنویسند - گرگ دوهرتی

چرا ما ايده آليست نيستيم - فريدريش نيچه

خواب کافکا - فرانتس کافکا

نامه‌ای از جویس - برگردان: احمد اخوت

نويسنده و ترجمة اثرش - اومبرتو اكو

باغ آلبالو، شگفت‌آور، موزون و فصيح - نامه‌اي از الگا كنيپر به چخوف

تقلید نمی‌تواند معیار باشد - لئو تولستوی

من کارگردان شدم ولی خواهرم ... - اينگمار برگمن

شناخت چيست؟ - فريدريش نيچه

دو کلمه حرف حساب - ارنست همینگ‌وی

اگر مي‌خواهي فيلسوف باشي، رمان بنويس - از يادداشت هاي روزانه آلبر كامو

و سروانتس دن کیشوت را نوشت... - پيتر ادوارد راسل

پيش داوري‌هاي زن و مرد در مورد عشق - فریدریش نیچه

دو نامه‌ جويس به خاله جان ژوزفين‌اش - جیمز جویس

روابط همنشيني و جانشيني از نظر سوسور - آنه ماری دینه سن

کشکولی از سخنان برندة جایزة نوبل 2008 - ژان ماری گوستاو لوکلزیو

تراژدي و انسان معمولي - آرتور میلر

روزی که عشقم را ندیدم - ولفگانگ گوته

تکنیک رمان پلیسی - آر. اچ. سامپون

ادب ايران - از هزاردستان تا بوف کور - پروفسور الول ساتن

دربارة لئو تولستوی - جورج لوکاچ

راهنماي مختصر و در عين حال مفيد، براي نافرمانيِ مدني - وودي آلن

فئودور داستايوسكي - فئودور داستايوسكي

نوشتن و فرسودگي - كريستين بوبن

همينگ‌وي و سانسور آنگلوساكسوني - برگرفته از مجله نيويوركر

شناخت، عشق و زندگي - دانته

كتاب دلواپسي - فرناندو پسوا

راوي، فضا - ماريو وارگاس يوسا

نوشتن پيشه‌ي من است - ناتاليا‌گينزبورگ

سه نامه چخوف به همسرش - آنتوان چخوف

استفان مالارمه - آندره ژيد

از يادداشت‌هاي مالته لاوريدس بريگه - ريلکه

از دفترهاي مالته لاوريدس بريگه - ريلکه

حضوري بسيار استوار - هانريش فورمگ

ترجمه‌هاي هزار و يک شب ، خيام و حافظ - آندره ژيد

سخنراني آيزاک باشويس سينگر در مراسم جايزه نوبل 1978 - آيزاک باشويس سينگر

ماجراي عشق گوته به شارلوت فن اشتاين - اميل لودويگ

ناگزيري و تصادف در بازنمايي درون‌ماية داستان - جورج لوكاچ

آن‌ها از قفس فرار نکرده‌اند - هاينريش بل

خواندن کتاب - برتولت برشت

زندگي‮نامه من و نامة بابام - کورت توخولسکي

دربارة عشق - ريلکه

اعتصاب غذا - فرانتس کافکا

چرا راهبه نماندم؟! - کارن آرمسترانگ

معيار توفيق - رولان بارت

تأثير آثار هدايت در اروپا - آندره روسو

تاريخي شخصي - اورهان پاموک

نماينده نسلي که به درون خويش تبعيد شد* - هانريش بل

و ماه خائن نبود - خوزه لوييس دبيا يونگا

ديالکتيک تنهايي - اوکتاويو پاز

اولين پاسپورت من - اورهان پاموک

تخيل شكننده - ارنست بكر

طرح‌هايي از بوهميا - دوريس لسينگ

زنان رويا بافند، مثل غنچه‌هاي كوچك - ليديا چوكفسكايا

چند کلمه حرف حسابی از دوریس لسینگ - دوريس لسينگ

فرهنگِ شيطاني اصطلاحاتِ ادبي - آمبروز بيرس

از يونگ به جويس، موضوع:... - کارل - گوستاو – يونگ

ادبيات چيست؟ - تري ايگلتون

پرومتئوس - فرانتس کافکا

نامه‮اي از تِرِز به هدايت -

رمان و اروپا - ميلان کوندرا

روابط خانوادگي در ادبيات عامة ايران - ل.پ.الول ساتن

ميله‌ها در درون من‌اند - گوستاو يانوش

دانته برترين واقع‌گرا - مايکل ديردا

چگونه مي‌توان هم واضح بود و هم خوشاهنگ - ميريام آلوت

متن روايي، جايگاهي براي تلفيق - ژان ميشل آدام- فرانسوازرواز

آخرين مقالة آرت بوخوالد - آرت بوخوالد

عمل روايت - ژان ميشل آدام- فرانسواز رواز

چرا مي‌نويسم - جرج اورول

كافكا، ريلكه و رامپل استيل اسكين - ادريس پِري‌

سخني دربارة آوان‌گارد - اوژن يونسكو

تک‌گفتاري دروني - له‌اون ايدل

چخوفِ با وقار - ايوان بونين

جوزف كنراد از ديدگاه برتراندراسل - برتراندراسل

رمان و توصيف در قصة امروز - ألن رب- گري‎يه

نوع شناسي داستان پليسي1 - تزوتان تودورف

جيمز جويس - ويل دورانت

خاطره و فراموشي - پل ريکور

ارنست همينگوي * - ويل دورانت

از واقع‌گرايي تا واقعيت - آلن رب-گري‎يه

ايدئولوژي ادبيات مدرن - گئورگ لوکاچ

نويسنده، نقد و فرهنگ - جورج لوکاچ

فاکنر در درة مرگ - تام دارديس

طبيعت، انسانيت، تراژدي - آلن رب‌ـ گري‌يه

قطرة ملي شما اقيانوس جهاني نيست - خوان گويتي سولو*

آن‌جا كه او بود: خاطراتي از پدرم - ريموند كارور

عليه رمان نو - روبر کان، فرانسوا مورياک، ادوار لوپ و آندره سوواژ، دني سن ژاک

من مي‌نويسم تا بدانم چرا مي‌نويسم - آلن رب‌گري‌يه

شب با کالسکه مي‌آيد - فرناندو پسوا

هزارويک شب - خورخه لوئيس بورخس

جايگاه راوى در رمان معاصر - تئودور آدورنو

بورخس و روايتِ داستان (فصلي از كتاب به سوي نظريه توليد ادبي) - پي‏ير ماشري

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate