خانه مقاله فارسي مقاله ترجمه بايگاني
نامه‌ هدایت به مصطفی فرزانه

صادق هدایت

20 سپتامبر150


یاحق، کاغذهای جفت و تاقتان رسید، توضیح آن‌که اول جفت و بعد تاق بود، به اضافة یک روزنامه که با پست هوایی فرستاده شده بود. فلسفه‌اش را نفهمیدم چون هر چه خواندم چیز فوری توش پیدا نکردم که صد فرانک مخارج پستش شده بود- این هم یک‌جور مشدی‌گری بود، مثل بابیگری و روشنفکری‌گری و گری‌های دیگر، اما این که از عدم عریضه‌نگاری حقیر گله‌مند هستید خیلی تعجب می‌کنم: اولندش که نامه‌نگاری هیچ‌وقت نقطة ضعف( به قول فرنگی‌مآب‌ها) این جانب نبوده است، دومندش از کاغذ و این‌جور چیزها و حتی از زبان باستان و خط باستانی و خیلی چیزهای باستانی دیگر که به دُم ما بسته است عقم می‌نشیند. حالا دیگر شماها که بچه‌های قرن اتم هستید چرا باید آن‌قدر کهنه‌پرست باشید؟ کاغذنویسی در زمان مرحوم مادام دوسوینیه و شادروان  قایم‌مقام و این‌جور موجودات پرچانه و پرمدعا و خودنما سوکسه داشته و یک‌جور اظهار لحیه به شمار می‌رفته، چون هنوز گویا تلگراف و تلفون پا به عرصة وجود نگذاشته بود. از شما چه پنهان که وسایل چاق سلامتی اخیر هم دیگر از مُد افتاده. حالا دیگر قرن تله‌ویزیون است. به این ترتیب که اول سال به اول سال روی صفحة تله‌ویزیون موجودات قیافة خودشان را به هم تحمیل می‌کنند، بنجول موسیو به هم می‌‌گویند و خندة لوسی هم باز اگر دلشان خواست تو صورت هم می‌کنند همین. مگر کتاب فتانة اصفهانی را نخوانده‌اید؟ در آن‌جا نه تنها مکاتبات و مراسلات به توسط تله‌ویزیون انجام می‌گیرد بلکه از اروپا به افریقا تله‌بنداز هم می‌شود، البته بی‌آن‌که مقاربت جسمانی میان زن و شوهر شده باشد و از شما چه پنهان تله‌ترکمان هم صورت می‌گیرد، یعنی بچة آن‌ها نمی‌دانم چرا در استرالیا به دنیا می‌آید و همة این کارها را باور بکنید در آن کتاب تله‌ویزیون انجام می‌دهد. البته که هنر نزد ایرانیان است و بس. ما که ملت عقب‌افتاده هستیم و در مدار48 درجه مسکن داریم همة این چیزها را می‌دانیم و حدس زده‌ایم. بر پدر باورنکن لعنت! خوب حالا که رفتی ممالک خاج‌پرستان دو قرت‌ونیمت هم باقی است؟ چند صباحی در آن‌جا معلق می‌زنی، چند تا ادای تازه یاد می‌گیری، خیلی هم همت بکنی یک زن رختشور فرنگی هم می‌گیری و به میهن عزیزت برای خدمات اجتماعی برمی‌گردی، البته با مقادیر زیادی باد و برود. اگر زنت خوشگل بود شکی  نیست که  ترقیات روزافزون  خواهی  کرد و بعد هم توی یکی از بند‌های « الف» و« ب» و « ج» می‌افتی و داد و بیدادت بلند می‌شود و بعد هم مثل پدربزرگت با دختر خدمتکار عشق‌بازی می‌کنی و مثلاَ یک سفر هم به کربلا می‌روی و با کلیددارباشی تجدید عهد می‌کنی. حالا ما باید سوبلمه بخوریم؟ راستی معلومات اخیری که به اصرار این‌جا گذاشتی کمافی‌السابق سر جای خودش است، آیا لازم است که آن را به توسط کسی بفرستم؟ مگر در گمرک ایران کاغذ و نوشته و این‌جور چیزها را وارسی می‌کنند و باید حساب و کتاب پس داد؟


این هم کاغذ مفصل دیگر چه می‌خواهی؟ از قول من به رییس جمهور خیلی سلام برسان و وشگانش بگیر.


دیدار به قیامت. یاهو قربانت. صادق هدایت. 


                                                                                                          امضا


حروفچین: ش. گرمارودی


از کتاب«نامه‌های صادق هدایت» گردآوری محمد بهارلو -  نشر نگاه


نسخه قابل چاپ
شناسه : PA2560
تاريخ ارسال : دوشنبه 29 تیر 1388
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
بوف کور و دنیایِ رجاله‌ها - احسان طبری

حرف نشخوار آدمی‌زاد است - علي اكبردهخدا

سرگذشت هزار و یک شب شاه‌کار هنری دوران قاجار - بدری آتابای

کوس آزادی و دمکراسی - نامة هدایت به عبدالحسین نوشین

هدایت ما را برق‌زده کرد - محمدعلی اسلامی‌ندوشن

از قرار معلوم قهر ورچسونده - نامه صادق هدایت به شهید نورایی

انتهای کویر، آغاز آسمان - اکبر اسعدي

شعور و شرف - منوچهر انور

جایزه‌ای برای زنی معترض - فریبا حاج‌دایی

داروی کک حاجی میرزا آقاسی - عبدالله مستوفی

زوال و ظهور بازیگر سالینجر - شراره صادقی گرمارودی

نامه‌ هدایت به مصطفی فرزانه - صادق هدایت

مقاله داستایوسکی - نامه سیمین دانشور به جلال آل‌احمد

شرح حال من - صادق هدایت

جريان يك عروسي ايراني (از عقدكنان تا پاتختي) - عبدالله مستوفي

نامة جمالزاده به همايون كاتوزيان - جمالزاده

خانه روشن کردنِ شهریارِ شاعر - مهدی اخوان ثالث( م.امید)

یا حق - نامه‌ هدایت به انجوی شیرازی

‌ آدمی در كنار يك‌ ملت كهن‌سال - محمد بهارلو

دارالمجانينِ جمال‌زاده و پيش‌بيني ادبي خودكشي صادق هدايت - همايون كاتوزيان

دستم به نوشتن نمی‌رود - احمد محمود

شاملو و نویسنده شدنِ من - هوشنگ مرادی کرمانی

تکه‌هایی از چند نامة فروغ - فروغ فرخزاد

تشخیص کلسترول و شوک الکتریکی با ضربة عصا و نجاتِ مردِ سلاخ از مرگِ حتمی طبیب را در سنة 550 هجری - نظامی عروضی سمرقندی

به سبک پو یا اونیل/ یادداشتی بر«حکایت آن که با آب رفت» اثر محمد بهارلو - م – ع. سپانلو

نامه‌اي از جلال آل‌احمد به علي اصغر خبره‌زاده - جلال آل‌احمد

چگونگي اخراج آخرين وليعهد قاجار از ‌ایران - ملك الشعراء بهار

نامة هدایت به فریدون توللی - صادق هدایت

در بداخلاقي و ادبيات - جلال آل‌احمد

شبی که از اعدام نجات یافتم - احمد شاملو

چوبک نویسنده‌ای از اعماق - محمد بهارلو

حکایت دانشمند و شیاد - نجف دریابندری

شرح حال هدايت به قلم خودش و علامه دهخدا - محمد بهارلو

گريه جلال - بخشي از يکي نامه‌هاي جلال آل‌احمد به همسرش سيمين دانشور

تاريخ سيستان - به تصحيح: محمد تقي ملک الشعرا بهار

کامل شدن ومردن - فروغ فرخزاد

سفر بي‌بازگشت هدايت - انجوي شيرازي

روايت - به قلم يکي از دوستان هدايت ( بدون امضا)

نويسنده بايد از پيش داوري‌هاي زمانه‌اش فراتر برود - محمد بهارلو

بررسي پروندة خودکشي هدايت - محمود کتيرايي

بخشي ازخاطراتِ سفر اروپا / 1335 - فروغ فرخزاد

آخرين روزهاي هدايت در پاريس - مهين دولتشاهي فيروز

تعهد به زبان؛ يک تعهد اجتماعي - احمد شاملو

يادداشت‮هاي غربت - غلام‮حسين ساعدي

نقش‮خواني، مطلوب‮ترين شکل ارائه نمايش - اکبر رادي

«اوليس»، «چشم‌هاش» و هدايت -

نامه‮اي به پدر - فروغ فرخزاد

لسينگ وگونه‮اي آسيب شناسي - شهريار گلواني

يادداشتي از ريلکه دربارة هنر - علي عبدالهي

وشد يک اعتقاد - جلال آل احمد

جويس نويسندة وحشتناک نکره -

حالا مي‮فهمم چرا اين همه مي‮گويند گلشيري - ضياة موحد

نامة ساعدي به همسرش - غلامحسين ساعدي

نسل گمشده وتپه‮هايي چون فيل سفيد - عماد مرشدي

دونامه از نيما يوشيج - نيما يوشيج

تاريخ در تاريخ بيهقي - دکتر عباس ميلاني

پنج نامه از جلال آل احمد - جلال آل احمد

نشانه‌ها - احمد سميعي

صراحت و شجاعت در شمار سجاياي هدايت بود - محمد بهارلو

بررسي غمنامة رستم و سهراب - سيامک وکيلي

بينوايان نابغه! - جواد عاطفه

پيرمرد چشم ما بود - جلال آل احمد

مدرنيسم و«تماشاگر»ان سده‌ي بيستم! - سيامک وکيلي

داستان‌سراي مبارزان سياسي - محمد بهارلو

مترجمي با قريحه ي مدرن - محمد بهارلو

اقتراح - نوشتة ايرج پزشک زاد (ا.پ.آشنا)

آن عکس را چاپ کن - محمد بهارلو

پيش‌گفتار مترجم - منوچهر بديعي

آواي اِکو در رمان‌هاي اِکو - فريبا حاج دايي

مرگ‌ به‌ شاعر الهام‌ شده‌ بود - محمد بهارلو

مينياتورهاي اورهان پاموک - فريبا حاج دايي

فارسي، زبان مشترك ايرانيان - نجف دريابندري

جمال‌زاده پيشواي داستان‌نويسي ايران - محمد بهارلو

آيا هر متني «اتوبيوگرافيک» است؟ - محمد بهارلو

اين، ساختن است يا ويران کردن؟ - احمد شاملو

گلستان از نگاه آلِ‌احمد - جلال آلِ‌احمد

سيل سخن واقعيت را از جا مي‌کَند - منوچهر بديعي

با «آزاد»ي سرودن - محمد بهارلو

ادبيات از هيچ محفل، نهاد يا مجمعي پديد نمي‌آيد - محمد بهارلو

انقلاب در مقام تجربه بزرگ - محمد بهارلو

واهمه‌هاي بي‌نام و نشان در آثار ساعدي - انوش صالحي

جمال‌زاده و آرمان دمکراسي ادبي - محمد بهارلو

...نه آغازي هست نه پاياني... - بابک احمدي

جامعه‌شناسي زبان و نسل اول نويسندگان ما - محمد بهارلو

هدايت در ملتقاي خيام و کافکا - محمد بهارلو

طريقة عملي نمايش‌هاي اخلاقي - عباس بهارلو

يادداشت‌ احمد شاملو بر ترجمة «دنِ آرام» - احمد شاملو

مجسمة روشن‌فکر متعهد - محمد بهارلو

هدايت‌ِ يك‌صد ساله (‌تصوير هدايت‌ در آينة‌ آخرين‌ نامه‌هايش‌) - مهرداد سليمي‌

شهرزاد قصه‌گو - محمد بهارلو

گزينش شر يا آرمانِ آزادي - محمد بهارلو

داستان‌سرايي از تبارِ شهرزاد - محمد بهارلو

شهرزاد معاصر ماست - محمد بهارلو

احمد محمود، نويسنده زمانه و طبقه خود - محمد بهارلو

مدرنيسم در آثار هدايت - محمد بهارلو

در ايران چيزي به نام «ادبيات كارگري» وجود ندارد - محمد بهارلو

رمان‌محوري - محمد بهارلو

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate