| يادداشتي دربارة نام بنجي يادداشتي بر اثر ويليام فاکنر از ويليام ديويس برگردان: صالح حسيني
در شرححالي که فاکنر در آخر رمان خشم و هياهو، در بخش ضميمه، براي هر يک از شخصيتهاي داستاني به دست ميدهد، دربارة بنجي چنين ميگويد: «بنجامين. نام زمان تولدش، موري، همنام تنها برادر مادرش... که کونتين [به اصرار مادرش] نام او را به بنجامين تغيير داد (بنجامين، آخرين فرزند ما، که در مصر فروخته شد.)» روشن است که وقتي فاکنر عبارت «آخرين فرزند ما، که در مصر فروخته شد» را به کار ميبرد، نام بنجي را با بنجامين توراتي مربوط ميسازد. يکبار، به وقت اقامت فاکنر در دانشگاه ويرجينيا«8-1957» يکي از دانشجويان دربارة نام بنجي و ارتباط آن با بنجامين توراتي سوال ميکند: - به چه دليلي خانم کامپسن ميگويد که بنجي در مصر فروخته شد؟ مگر نه اينکه در کتاب مقدس يوسف است که در مصر فروخته ميشود؟ اين اشتباه از شما يا از اوست؟ فاکنر: کسي اينجا هست که کتاب مقدس را بلد باشد؟ - به کتاب مقدس مراجعه کردم. بنجامين را به خاطر يوسف به گروگان گرفتند. فاکنر: بله، براي همين است که به جاي هم به کارشان بردم. دراينجا ظاهراً هم فاکنر و هم سوال کننده اشتباه ميکنند. چون کسي که در مصر به گروگان گرفته شد شمعون بود نه بنجامين «رک: سفر آفرينش، باب42، آيه 24». با وجود اين، فاکنر به دلايلي کونتين را بر آن داشته تا نام برادرش را به بنجامين تغيير دهد و شخصيت او را با بنجامين توراتي همسان کند، چون نام بنجي براي مضمون رمان حائز اهميت است. در تورات، بنجامين کوچکترين فرزند يعقوب است و از ميان پسراناش تنها اوست که در کنعان، سرزمين موعود، به دنيا ميآيد. مادرش راحيل نام او را «بنوني» ميگذارد، که در زبان عبري يعني «پسر اندوه من». ولي يعقوب نام او را به بنجامين تغيير ميدهد، که در زبان عبري يعني «پسر دست راست» يا «پسر جنوب». بنابراين نام بنجامين براي برادر کونتين به لحاظ هر دو معناي توراتي آن بسيار مناسب است. ميدانيم که کونتين پس از نخستين سال دانشجويي در هاروارد خودکشي ميکند و ما را به اين باور ميکشاند که يکي از دلايلي که منجر به خودکشي او ميشود، گناهي است که به خاطر محروم کردن بنجي از مزرعهاش- يکي از سه چيز مورد علاقة بنجي- احساس ميکند. اين مزرعه را آقاي کامپسن براي پرداخت مخارج عروسي کدي و تأمين هزينة کونتين ميفروشد. کونتين پيوستگي شديدي به برادرش داشت، مثل پيوستگي يوسف به برادر کوچکش بنجامين. و البته، بدون هيچ ترديد، بنجي «پسر جنوب» است و به راههاي زيادي سقوط جنوب و دودمان کامپسن را که در بطن رمان قرار گرفته تجسم ميدهد. چه بسا که کونتين با دادن نام بنجامين به برادرش کوشيده تا زوال دودمان خودش و همچنين زوال جنوب را رقم بزند، درست بدانگونه که پس از مرگ يوسف اعقاب يعقوب در مصر به گروگان گرفته شدند.
خشم و هياهو نويسنده: ويليام فاکنر نسخه قابل چاپشناسه : FC1006تاريخ ارسال : چهارشنبه 18 بهمن 1385 |