خانه نقد ايراني نقد خارجي بايگاني
نقد نقد جهنم ـ بهشت

يادداشتي بر نقد خانم دنا فرهنگ بر ترجمه داستان «جهنم ـ بهشت» از اميرمهدي حقيقت

          خبردار شدم بر ترجمه من از جهنم ـ بهشت جومپا لاهيري (در مجموعه خوبي خدا) نقدي در ديباچه چاپ شده.
          من اغلب ايرادهاي نويسندة آن را وارد نمي‌بينم ولي به احترام نقد بي‌هياهوي ايشان که اين روزها متأسفانه نمونة زيادي ندارد دلايلم را براي رد ايرادها به اختصار بازگو مي‌کنم. با اين‌حال شيوه نقد ايشان را که بر پايه قياس لغت‌به‌لغت است براي نقد ترجمه مناسب نمي‌بينم و به همين دليل پس از ارائه اين مطلب، بحث را ادامه نمي‌دهم.


• نمي‌دانم اين نويسنده محترم کجا ديده‌اند که من عنوان داستان را «جهنم و بهشت» ترجمه کرده‌ام. من هم همچون عنوان اصلي جهنم ـ بهشت ترجمه کرده‌ام.


• درباره اشارة ايشان به معناي ديگر Arrange ، گمان نمي‌کنم خواننده متن فارسي داستان جز اين حس کند که پدر و مادر راوي پيش از ازدواج، همدیگر را نمي‌شناخته‌اند و ازدواج‌شان ترتيب داده شده. کاملاً گويا است که آن‌ها قبل از ازدواج با هم آشنا نبوده‌اند، با همان برداشتي که مورد نظر اين دوست عزيز است. اما معادل پيشنهادي ايشان (به درخواست پدرومادرشان سر گرفتن براي where their marriage had been arranged) اتفاقاً دورتر شدن از متن است. چون اضافه شده است چيزي که در داستان اصلا به آن اشاره نشده (درخواست پدر و مادرهاشان.)


• دربارة «مامان و پراناب جوري با هم بودند که...» نوشته‌اند: «بودن» در زبان خود سانسور شده امروزي اشاره به نوعي رابطه جنسي هم دارد.
          همه چيز به متن برمي‌گردد. در نقد ترجمه، چيزي به نام گفتمان را جدي بايد گرفت. وقتي داستان، قبل و بعد دارد، وقتي ميزان رابطه و آشنايي مادر و پراناب در خلال جمله‌هاي قبل به روشني بيان شده هيچ‌کس از آن رابطه جنسي برداشت نمي‌کند - مگر اين‌که خودش بخواهد.


• Monkish را در داستاني سر راست و سهل‌خوان چرا بايد به تعبير ايشان «طبع راهبانه» ترجمه کرد. من ترجيح مي دهم از تعبير بي‌علاقگي به دنيا استفاده کنم.


• ايراد بعدي ايشان را هم باز بايد ديد در متن، با جمله‌هاي پس و پيش‌اش چقدر بجا است:


Sometimes they ended up feeding each other, allowing their fingers to linger in each other’s mouth, causing my parents to look down at their plates and wait for the moment to pass.


گاهي وقتها غذا دهن هم مي گذاشتند انگشت‌شان را توي دهن همديگر نگه مي‌داشتند و
پدر و مادرم مجبور مي شدند نگاه‌شان را بدزدند و به بشقاب‌شان چشم بدوزند.
نمي‌دانم چرا بايد کسي آن را رسم عجيب و غريب بنگالي‌ها يا امريکايي‌ها بداند؟


• با حرف ايشان درباره playful و واژه سرسلامتي موافقم.


• Coax someone و lead someone to somewhere ترکيبي به دست مي‌دهد که مي‌توان از آن به «کشاندن» تعبير کرد. مثلاً مي‌گويند اين همه ما را کشانديد تا اين‌جا که بهمان ديزي بدهيد؟ ترکيبي از وسوسه کردن و بردن کسي به جايي.


• نمي دانم chop چرا قاچ زدن معني نمي‌دهد؟ مثلا مي گويند to chop onion. پياز قاچ زدن نشنيده‌اند؟


• در متن داستان خمير ساختن و خميرکردن چه فرق مي‌کند؟ «مادر توي آشپزخانه سرگرم خمير ساختن و لوچي پختن است» مشکلش کجاست نمي‌دانم.


• secret smiles را جز لبخند رازآلود چه بايد گذاشت و casual appearance را جز سرو وضع راحت و بي قيد چه؟ اگر به زعم ايشان ابهامي هست خود نويسنده به توصيفات داده، که تازه اين جور هم نيست چون مثلاً لبخندها «به چشم راوي» رازآلود است.


همه چيز را در متن بايد ديد و سنجيد. اين رسم کهنة مقايسة واژه‌به‌واژه و، به زعم خود، در آوردن چيزي را که جوان‌هاي امروزي به آن سوتي مي‌گويند کنار بايد گذاشت. دست کم چنان که جناب علي صلحجو مي‌گويند ابتدا بايد ديد مترجم از چه شيوه‌اي در ترجمه استفاده کرده و بعد با معيار خود او ترجمه‌اش را نقد بايد کرد.


ايشان در ابتداي متن، فروتنانه ترجمه خود را تجربي و مرا مترجم حرفه‌اي دانسته‌اند حال آن‌که من نيز همواره تجربه مي‌کنم و مي‌آموزم.


براي اين دوست عزيز و مديران ديباچه آرزوي شادماني مي کنم.
اميرمهدي حقيقت


تماس با نویسنده


نقد خانم فرهنگ بر ترجمه آقای حقیقت را این‌جا بخوانید


ترجمه خانم دنا فرهنگ از داستان «جهنم ـ بهشت» را این‌جا بخوانید


نسخه قابل چاپ
شناسه : IC1376
تاريخ ارسال : چهارشنبه 20 تیر 1386
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
داستان‌های تب‌دار و ملتهب - شهرنوش پارسی‌پور

خاطره‌نگاری - احمد اشرف

سیمای سیمرغ در شاهنامه و منطق‌الطیر - احمد کريمی حکّاک

«سالمرگی» و قطعه قطعه‌ نویسی - محمدرضا بیگی

بازی ظریف راوی و بدل او - کریستف بالایی

«سالی دو ماه» و حکایت از خود‌بیگانگی - محمد جعفری قنواتی

داستان آشنایی با فقر - محمد بهارلو

چاه به چاه یا از چاله به چاه - ناصر زراعتی

زن و حديث نفس نويسی درايران - فرزانه میلانی

روايت‌پردازي در«عروس نيل» - فتح‌الله اسماعيلي گلهراني

نگاهی به ترجمة انگلیسی رباعیات خیام - نجف دریابندری

رمانِ شخصيت - احسان پویا

مسافرخانة جزیرة جذامی‌ها - مرتضی تورانی

كيمياي سعادت - غلامحسين يوسفي

زبان و تفکر - محمدرضا باطنی

پایان عرفان - منوچهر دُرزاد

نگاهی بر رمان«عروس نیل» - علی رشوند

داستايوسكي و نهيليسم - جلال آل احمد

«عروس نیل» می‌گوید که ادبیات در حالِ مرگ نیست - پوران فرخزاد

تصوير زن در ادبيات كهن فارسی و رمان معاصر ايرانی - آذر نفيسی

جعبه پاندورا و «عروس نیل» - محمود تقوایی

بیان عشق - سیمین بهبهانی

داستان هجرت - محمود قلی‌پور

وقتي ماه باشد شب تاريك نمي‌ماند.... - فرشته نوبخت

بیچاره هراکلیتوس! - عماد مرشدی

عاشقِ بلاکشِ«عروسِ نیل» - فریبا حاج‌دایی

تنها صداست که مي ماند - لادن نیکنام

مروری بر کتاب«عروس نیل» - میترا داور

تصور معشوق - شراره گرمارودی

شکل گیری یک استعداد - اکبر اسعدی

رنج‌نامه‌ي «جاي خالي سلوچ» - بهاء‌الدين خرمشاهي

عشق، بهانه‌ای برای زیستن - منصوره اشرافی

شهرزادِ قصه‌گو و نوشتار زنانه - شورا اسماعیلی

نظرية « جوان‌مرگي» و مرگ‌آگاهي نويسنده - محمد بهارلو

تاريخ و داستان - الهام نوبخت

طبیعت بی‌جان، فیلمی منزوی و جداافتاده - محمد بهارلو

سايه‌هاي بلند باد - شهناز مرادي

رسوب تصوير در«اهل غرق» - محمّد بهارلو

جوابيه فروغ به مطالب مجله فردوسي - فروغ فرخزاد

بوف کور - شهناز مرادي

شازده احتجاب - شهناز مرادي

دن‌کيشوت، بيگانة آشنا - ميترا

برداشت‌هاي مختلف از واقعيتي داستاني - دنا فرهنگ

مفهوم مرگ در مرده‌خورها - محمد بهارلو

روايت ميترا داور از دنيايي سوخته و مچاله شده - علي‮رضا ذيحق

مرواريد سرخ و بوي سوخته روزنامه خصوصي يک مرد - مهري رحماني

شهرزاد و شنونده‌اش - آذر نفيسي

اسطوره، قرباني و كوبيسم - نورا موسوي‌نيا

برداشتي از «آقاي نويسنده تازه كار است» اثر بهرام صادقي - آذر نفيسي

خوش آمديد به کابوس "آن طرف خيابان" - رضا صفوي نيک

يادداشتي از دور - محمد بهارلو

زبان در قفسه‌ي دوم - رويا تفتي

آن گربه که يک گربه نيست - علي چنگيزي

عافيت در دوزخ - محمد بهارلو

سارباني مفتون در جزيرة سرگرداني - علي‌رضا ذيحق

داستانِ بي‌شکليِ زندگي - محمد بهارلو

شهرزاد، باز هم قصه بگو! - ايمان عابدين

اين‌جا لذت ممنوع است - ابوذر کريمي

حاج سياح، جهان‌ديده‌اي که دروغ نگفته است - سيد محمدعلي جمالزاده

طومار درهم پیچیده - محمد بهارلو

کافور قصه بگو - علی چنگیزی

حرفه‌اي يا تجربي؟! - دنا فرهنگ

محمد بهارلو و بازتاب آگاهي جمعي - علي‌رضا ذيحق

نقد نقد جهنم ـ بهشت - اميرمهدي حقيقت

روياي استخوانِ شکسته - محمد رضايي راد

هشدار دادن به کساني که نيازمند هشدارند - محمد بهارلو

تصويري مبهم از جهنم و بهشت - دنا فرهنگ

مفتش بزرگ و روشنفکران رذل داستايوسکي - داريوش مهر جويي

نيم نگاهي به داستان چاقو نوشته محمد بهارلو - علي رضا ذيحق

انسان در هنر، انسان در زندگي - سيامک وکيلي

راه دور - علي‌اشرف درويشيان

احياي مردگان - سِدا زنده روديان

بخش شعر در خدمت اجتماع - ايرج پزشک‌زاد (ا.پ.آشنا)

ميهمان خستة راه شيري - جواد عاطفه

چگونگي به‌وجود آمدن «خشم و هياهو» - صالح حسيني

چوب به دست‌هاي ورزيل - نجف دريابندري

بخش اگرچه عرض هنر... - ايرج پزشک زاد (ا.پ.آشنا)

در‌آمدي بر معناشناسي رمان بانوي ليل - فتح‌علي گلهراني

من يه قاچاقچي‌ام، لاغر و استخوني - کريم نيکونظر

رمان به عنوان انتقاد اجتماعي - محمد بهارلو

از جابلقا تا جابلسا - محمد بهارلو

انتظار ما و «بامداد خمار» - محمد بهارلو

مردنويسي زن - محمد بهارلو

شربت اندر شربت - محمد بهارلو

هدايت تماشاچي ذهن شخصيت‌هاي «فردا» - محمد بهارلو

نمايش بحران اخلاقي انسان - محمد ‌بهارلو

معنا در مكالمه‌ - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

موهبت‌ِ تخيل‌ - م‌.ع‌. سپانلو

هويت‌هاي‌ سيال‌ِ «بانوي‌ ليل‌» - علي‌اصغر قره‌باقي

هنر و ادبيات جنوب - انوش صالحي

جاي خالي شهرزاد - مهدي فاتحي

رفتارهاي زباني و بازنمايي‌هاي بي‌رحمانه در «شهرزاد قصه بگو!» - علي‌اصغر قره‌باغي

وقت آن رسيده که تعاريف خود را تغيير دهيم - رويا رفاهي

شهرزاد امشب، اين‌جا، حاضر است - محمد بهارلو

مگر تعهد در قبال زبان، نيمي از تعهد اجتماعي نويسنده نيست؟ - احمد شاملو

داستان مدرن و اصل حاكميت زبان طبيعي - فتح‌الله اسماعيلي

کوچة باصفا - انوش صالحي

دریافتی از «بوفِ کور» - آذرنفیسی

نويسنده و اثر - انوش صالحي

داستانِ «ناز» - صادق هدايت

عبدالحسين نوشين: هر نمايشي تئاتر نيست - فتح‌الله اسماعيلي گلهراني

گفتارورزي‌ در «جايي‌ديگر» - علي‌اصغر قره‌باقي

شهرزاد همچنان قصه مى‌گويد - روزنامه ايران

نگاهي به کتاب «شهرزاد قصه بگو!» - سينا سعدي

خوانش‌ِ «درخت‌ِ انجير معابد» احمد محمود - انوش‌ صالحي‌ و عبدالعلي‌ دستغيب‌ و جواد مجابي و حسن‌ اصغري‌

بازنمايي‌ و باوراندن‌ِ «حكايت‌ِ آن‌ كه‌با آب‌ رفت‌» - علي‌اصغر قره‌باغي

روايتي‌ از تابستان‌ و آدم‌هاي‌ زخمي‌ - محمد بهارلو

مبادا «عادت كنيم»! - اسماعيل گلهراني

يه چيزي پشت همة اين چيزها هست - محمد بهارلو

سَبُك‌روحي زبان دايي‌جان‌ ناپلئون‌ - محمد بهارلو

شكل‌ حادثه‌ و راز مفهوم‌ - اصغر عبداللهي‌

آغاز شگفت‌ كار تقوايي‌ - محمود تهراني‌ (م‌.آزاد)

مخاطب جاي ديگر و کس ديگري است - فتح‌الله اسماعيلي

برزخ فراموشي - انوش صالحي

خيال‌ِ شاگرد و استاد خيالي‌ - انوش صالحي

زن‌ در آشپزخانه‌ مي‌ميرد - انوش‌ صالحي‌

روشن‌بيني‌ سرد و بي‌رحم‌ - انوش صالحي

ميراث‌ِ پدر - انوش‌ صالحي‌

نياز به رابطه - فتح‌الله اسماعيلي

در هراس‌ از فردا - انوش‌ صالحي‌

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate