خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
به‌ياد آر

خوان رولفو

برگردان: فرشته مولوي
Juan Rulfoبه‌ياد بياور اوربا‌نو گومث(1) را، پسر دون اوربانو، نوة ديما‌س(2)، همان‌که آوازهاي شباني را رهبري مي‌کرد و وقتي آنفلونزا شيوع پيدا کرد، در حالي‌که مي‌خواند «فرشتة ملعون غرغر مي‌کند»، مرد. خيلي وقت پيش بود، شايد پا‌نزده سالي بشود. اما تو بايد او را به‌ياد بياوري.
به‌يا‌د بياور که او را «پدربزرگ» صدا مي‌کرديم، چون پسر ديگرش، فيدنثيو(3) گومث، دو دختر خيلي شوخ و شنگ داشت، يکي سبزه وکوتاه که لقب نا‌پسند «از خود راضي »  گرفته بود، و ديگري که راستي بلند بالا بود و چشم‌هاي آبي داشت –و حتي مي‌گفتند که دخترش نيست– و اگر بازهم شرح و تفصيل بيشتري مي‌خواهي، بايد بگويم که گرفتار سکسکه بود. به‌ياد بياور در مراسم عشاء رباني و درست در لحظة ترفيع، به سکسکه افتاد و چه آشوبي بپا کرد –انگار که در يک آن هم مي‌خنديد و هم گريه مي‌کرد. تا اين‌که او را بيرون بردندش و کمي آب‌قند به او دادند تا آرام شد. آخرش با  لثيو چيکو(4)، صاحب مي‌خانه‌اي که قبلاً مال ليبراذو(5) بود، بالاي رودخانه جايي که آسياي تخم کتان تئودولوس(6) هست، ازدواج کرد.
          به‌ياد بياور که مادرش را «بادنجا‌ن» صدا مي‌کردند چون هميشه تو دردسر مي‌افتاد و  آخر کار يک بچه پس مي‌انداخت. مي‌گويند که پول و پله‌اي داشت، اما همه‌اش را صرف کفن و دفن مي‌کرد، چون همة بچه‌ها‌يش کمي بعد از آن‌که دنيا مي‌آمدند مي‌مردند و او هم هميشه جماعتي را راه مي‌انداخت تا براي آن‌ها آواز بخوانند و با موسيقي روانه گورستا‌ن‌شان کنند، و يک‌ دستة کر از پسرها  هم  «حمد و نثا» و «شکوه و جلال» و آن آوازي  را که مي‌گويند: «اکنون، خداوندگارا، فرشتة کوچک ديگري برايت مي‌فرستيم،» مي‌خواندند.  اين‌طور بود که فقير شد -هر کفن و دفني کلي برايش خرج بر مي‌داشت چون در شب زنده‌داري‌ها به مهما‌ن‌ها مشروب مي‌داد. فقط دو تا از بچه‌ها زنده ماندند، اوربا‌نو و ناتا‌ليا، که فقير به‌دنيا آمدند، و مادرشا‌ن بزرگ شدنشا‌ن را نديد چون آخرش، وقتي که  د‌يگر سنش بالا رفته و به پنجا‌ه سالگي نزديک شده بود،  سر زا رفت.
         بايد او را بشنا‌سي، چون دعوايي بود، هميشه با زن‌هاي فروشندة بازار جر و بحث مي‌کرد: وقتي  مي‌خواستند گوجه فرنگي را گران بفروشند، قشقرقي راه مي‌انداخت و مي‌گفت که دارند مي‌چاپندش. بعدها وقتي دست تنگ شد، مي‌‌ديديش که دور و بر زبا‌له‌ها مي‌پلکد، خرده پياز و لوبيا پخته و گاه گداري هم تکه نيشکري «براي شيرين کردن دها‌ن بچه‌ها‌يش» جمع مي‌کند، دو تا بچه داشت، انگار که گفتم، که تنها بچه‌هايي بودند که جان به‌در بردند. بعد، ديگر کسي چيز بيش‌تري از او نمي‌داند.
         آن اوربانو گومث هم‌سن و سا‌ل ما بود -شا‌يد چند ماهي بزرگتر- تو بازي شير يا خط و جر زدن استاد بود. به‌ياد بياور که به‌ما گل ميخک مي‌فروخت و ما هم مي‌خريديم، در حا‌لي‌که رفتن به کوه و چيدن گل مثل آب خوردن آسا‌ن بود. انبه‌هايي را که از درخت انبة حياط مدرسه مي‌کند و کش مي‌رفت، به ما مي‌فروخت و همين‌طور پرتقا‌ل با فلفل قرمز از دم مدرسه مي‌خريد به دو سنت و بعد به پنج سنت به ما مي‌فروخت. هر خرت و پرتي را که در جيبش پيدا مي‌شد، از تيله‌ها‌ي عقيق گرفته تا فرفره و دوک و حتي سوسک‌ها‌ي سبز، از آن‌هايي که آدم نخ به پايشا‌ن مي‌بندد تا خيلي دور نپرند، را به بخت آزمايي مي‌فروخت. به‌ياد بياور که از همة ما زرنگ‌تربود.
         برادر زن ناچيتو ريورو(7) بود، همان ناچيتو که کمي بعد از عروسي خل شد، و زنش، اينس(8) براي آن‌که نا‌نش را در بياورد مجبور شد توي بزرگراه دکة آب‌ميوه فروشي باز کند، درحالي‌که ناچيتو تمام روز با ماندوليني که در سلماني دون رفوخيو(9) به او قرض داده بودند، آهنگ‌هاي هچل هف مي‌زد.
         ما با اوربانو به ديدن خواهرش مي‌رفتيم و آب‌ميوه نسيه مي‌خورديم و هيچ‌وقت پولش را نمي‌داديم. چون هيچ‌وقت پولي نداشتيم. بعدها ديگر دوستي برايش باقي نماند، چون همة ما تا مي‌ديديمش جيم مي‌شديم مبادا بخواهد پول آب‌ميوه‌ها را از ما بگيرد.
         شايد از همان وقت بد شد، يا شايد هم درست از وقتي که دنيا آمد، اين‌طور بود.
         پيش از سال پنجم از مدرسه اخراجش کردند، چون وقتي داشت با دختر عمويش، «از خود راضي» توي چاه خشک پشت مستراح زن و شوهر بازي مي‌کرد، غا‌فل‌گير شد. گوشش را گرفتند و کشان کشان تا در اصلي بردندش. در حا‌لي‌که همه از خنده روده بر شده بودند، او را از ميان رديف پسرها و دخترها گذراندند تا خجالت بکشد. اما او با سربا‌لا گرفته از ميان ما گذشت، و مشتش را براي همة ما تکان داد، انگا‌ر مي‌گفت: «حساب همه‌‌تان را مي‌گذارم کف دستتان.»
         و بعد نوبت دختره شد. با صورتي جمع شده و پوستي چين خورده بيرون آمد و چشم از آجر کف حياط بر نمي‌داشت تا اين‌که دم در بغضش ترکيد، چنان با سر و صدا گريه مي‌کرد که صداي گريه‌اش را تمام بعدازظهر مي‌توانستي بشنوي انگار که زوزة شغا‌ل بود.
         فقط اگر واقعاً کم حافظه باشي، يا‌د‌ت نخواهد آمد.
         مي‌گويند که عمويش فيدنثيو، همان که آسيا داشت، چنان گرفتش به باد کتک که بفهمي نفهمي عليل شد، و چنا‌ن خل شد که از آبادي فرار کرد.
         چيزي که مسلم است، اين‌است که  د‌يگر او را دورو بر اين‌جا نديديم تا وقتي که با لباس پليس برگشت. هميشه سر چهار راه اصلي، روي  نيمکتي مي‌نشست و تفنگش را ميان دو پايش مي‌گرفت و با نفرت به همة ما خيره مي‌شد. با کسي حرف نمي‌زد. به کسي سلام نمي‌کرد. و اگر کسي نگاهش مي‌کرد، وانمود مي‌کرد که او را نمي‌شناسد.
         همان‌روزها بود که شوهر خواهرش را، هما‌ن که ماندولين مي‌زد، کشت ناچيتو تصميم گرفت برود و شب، کمي بعد از سا‌عت هشت،  وقتي‌که هنوز براي ارواحي که در برزخ‌اند، ناقوس مي‌زدند، براي او سا‌ز بزند و آواز بخواند. بعد صداي جيغ و داد آمد و مردمي که در کليسا دعا مي‌خواندند بيرون دويدند و آن‌ها را آن‌جا ديدند: ناچيتو به پشت بر زمين افتاده بود و با ماندولين از خودش دفاع مي‌کرد و اوربانو با ته قنداق موزرش پشت سر هم  او را مي‌زد، و صداي داد و فريا‌د مردم را نمي‌شنيد، مثل سگ ها‌ر شده بود. تا اين‌که کسي که حتي اهل اين‌جا نبود از ميا‌ن جمعيت بيرون آمد و پيش رفت و تفنگ را از دستش گرفت و با آن ضربه‌اي به پشتش زد و روي نيمکت باغ انداختش. اوربا‌نو روي نيمکت دراز افتاد.
         گذاشتند که شب را هما‌ن‌جا بگذراند. سپيده که زد به‌راه افتاد. مي‌گويند که اول به کليساي بخش رفت و حتي از کشيش طلب آمرزش کرد، اما کشيش خواهش او  را برآورده نکرد.
         در جاده دستگيرش کردند. مي‌لنگيد و وقتي نشسته بود تا استراحتي کند، به او رسيدند و گرفتند‌‌ش.  مقاومتي نکرد. مي‌گويند  که خودش طنا‌ب را دور گردنش انداخت و  حتي درختي را که مي‌خواستند به آن دارش بزنند، خود‌ش انتخا‌ب کرد.
         بايد او را به‌ياد بياوري، چون در مدرسه هم‌کلاس بوديم، و تو درست همان‌طور که من مي‌شناختمش، او را مي‌شناختي.


برگرفته از کتاب دشت مشوش
نشر گردون 1369
                 
            


------------------------------------------------------------------------------
  پا‌نويس‌ها: 
 )                    1)- Urbano Gomez
                    (2)- Dimas
                    (3)- Fidencio
                    (4)- Lucio Chico
                    (5)- Librado
                    (6)- Teodulos
                    (7)- Nachito Rivero
                    (8)- lnes
                    (9)- don Refugio


 


داستان (شبي که تنهايش گذاشتند) اثر خوان رولفو را اينجا بخوانيد


زندگي‌نامة خوان رولفو را اينجا بخوانيد


داستان تپة کومادرس اثر خوان رولفو را اینجا بخوانید


نسخه قابل چاپ
شناسه : PS0748
تاريخ ارسال : چهارشنبه 19 مهر 1385
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
بزدل - و.س. نایپُل

علم استنتاج - آرتور کانن دویل

تولد - اسماعیل فصیح

کلیدر، آبتنی مارال - محمود دولت‌آبادی

بمان زرافه - ولفگانگ بورشرت

آسیا‌های بادی فصل هشتم از کتاب«دن کیشوت» - سروانتس

بعدازظهر آخر پاييز - صادق چوبک

ساعت من - مارک تواین

معلم - شروود آندرسن

درست است که دیدار انجام نشد اما... - آنتون چخوف

سگ‌ها - مهشید امیرشاهي

روز حسابی برای کانگوروها - هاروکی موراکامی

لانه - فرانتس کافکا

اين مرد و زن - آناگاوالدا

آستین‌های سبز - هلن سیمپسون

پشت به در ورودی - میترا داور

مهمانی رومی - جان بارت (2008)

قوم و خویش‌های دور - اورهان پاموک

اگر امپرسیونیست‌ها دندان پزشک بودند - وودی آلن

خوابگرد - هوشنگ گلشیری

نظم - چارلی چاپلین

قصه عينكم - رسول پرويزي

ماه نرم - ایتالو کالوینو

با هم - احمد محمود

مادر - جیمز جویس

این همه آب و این‌قدر نزدیک به خانه - ریموند کارور

سار بی‌بی خانم - مهشید امیرشاهی

این برف، این برف لعنتی - جمال میرصادقی

سالي‌ دو ماه‌ - محمد بهارلو

ماجرای گند - آنتون چخوف

روياي يك ساعته - كيت شوپن

سه شنبة خیس - بیژن نجدی

چهره - آلیس مونرو

گذرنامه - هرتا مولر

دفترچه پس انداز - آلبا دسس پدس

دختر خاله‌ها - جویس کرول اوتس

تب خال - احمد محمود

قصه دختر سعید مسیّب - شمس‌الدّین محمّد تبریزی

مترسک - جبران خلیل جبران

زير درخت ليل - هوشنگ گلشيري

خواب هاروی - استیون کینگ

در حال و هواي سن ژرمن - آنا گاوالدا

باغچه جعفری - ویلیام سارویان

یکی از همین روزها - گابریل گارسیا مارکز

خال و ناخن - آلکس لاگوما

يك تصوير - ويرجينيا وولف

بیرون رانده - ساموئل بکت

دست بردار! - فرانتس كافكا

كلاس درس - غلام‌حسین ساعدی

كالسكه - نيكلاي گوگول

شجره النور يا درخت روشنایی - محمدرضا صفدری

آينه ها - دينو بوتزاتي

عُقلاي‌ِ مجانين - محمد بهارلو

مرد - محمود دولت‌آبادی

لاک قرمز - میترا داور

در شهرکی غریب - شروود آندرسن

گزارشی از صنعت سایه - پیتر کری

فصل سانسور شده «نخستين حلقه» - سولژنيتسين

شكل واقعي من - نسيم خاكسار

متزن گرشتاین - ادگار آلن پو

ملخ‌ها - بهروز دهقانی

مرگ یک راهزن - لوییجی بارتزینی

شناگر - جان چيور

یک دست و دو هندوانه - آنتون چخوف

آنطرفِ خیابان - جعفر مدرس صادقی

آتش زردشت - هوشنگ گلشیری

باغ سنگ - سيمين دانشور

خاطره - مارسل پروست

خانه اشباح - ويرجينيا ولف

کرگدن‌ها - اوژن یونسکو

از همه بهارها تا یک پائیز - محمود کیانوش

لباس سرهم - چارلز بوكوفسكي

فرنی - جی. دی. سلینجر

نخستین اشتباهی که نی نی کرد. . . - دونالد بارتلمی‌

بیدار - توبیاس ولف

خانم حوا - هانری تروایا

دایی ممد - نسیم خاکسار

پس از تاريكي در زمين‌هاي بازي - ام. آر. جيمز

قسمتی از رمان عروس نیل - محمد بهارلو

کنت دراکولا - وودی آلن

این آقای هلندی - هرمان هسه

چگونه وانگ‌فو رهایی یافت؟ - مارگریت یورسنار

راشومون - ريونوسوكه آكوتاگاوا

لاشخور - فرانتس کافکا

نقشبندان - هوشنگ گلشیری

قيل و قال روي درخت - حنيف قريشي

دن آرام - ميخائيل شولوخوف

هديه‌ي غير منتظره - استيگ داگرمن

پسر نازنين - رولد دال

محاکمه - آنتون چخوف

گیرم که بلی - توبیاس وولف

تصادف - سیمین دانشور

لوزة سوم - علي اشرف درويشيان

حباب غم - چارلز بوكوفسكي

مامور قطع آب - مارگريت دوراس

رادیکال‌های آزاد - آلیس مونرو

هزارو‌یک‌شب - هزارو‌یک‌شب

خاله نوشا عاشق بود - ميترا داور

دوشیزه بریل - کاترین منسفیلد

بشر دوست - رومن گاری

چاه‏كن‏ها - محمد بهارلو

جنوب - خورخه لوييس بورخس

چنار - هوشنگ گلشیری

زائر عارف بختور - اسماعیل فصیح

شکوه قانون - فرانک اُکانر

دست‌گرمی برای نوشتن یک داستان - شروود آندرسن

لباس نو - ویرجینیا ولف

جاودانگي - ميلان كوندرا

مزدور - جان اشتان بک

روز شمار - کارل چاپک

کشيك شبانه - رضا جولايي

ده تا سرخ‌پوست - ارنست همينگ‌وي

طوطي - سيمين بهبهاني

ناتاشا - ولاديمير ناباکوف

سگِ دانا - جبران خليل جبران

خوب‌ها کمي پايين‌تر زندگي مي‌کنند - نادر ابراهيمي

مضمون خائن و قهرمان - خورخه لوييس بورخس

بيچاره آن مرحوم - لويجي پيراندلو

موجي که هرگز دريا را ترک نکرد - اوکتاويوپاز

دهکدة بعدي - فرانتس کافکا

سه قديس تيره - ولفگانگ برشرت

گزيده هايي از دفتر يادداشت هاي وودي آلن - وودي آلن

پدر - ريموند کارور

قضيه ي تيارت (طوفان عشق خون آلود) - صادق هدايت

صندوقچة طلايي - ريلکه

سلماني زنش را کشته - آلبر کوسري

قتل زوجة «هانِ» تَردست - شي گانا اويا

شرحي بر قصيدة جمليه - هوشنگ گلشيري

قديس - وي اس پريچت

مزاحمت - دوريس لِسينگ

گربه زير باران - ارنست همينگوي

بدونِ قهرمان - تي سي بويل

ربايش - توبياس ولف

دقيقاً - هارولد پينتر

خط و رنگ - ايساك بابل

داستان ششم - جلال‌‌آل احمد ، سيمين دانشور

طلاق - آيزاک باشويس سينگر

پارکِر اَندِرسِنِ فيلسوف - اَمبروس بي يرس

خيره - دوريس لسينگ

قطعه‌اي ازتک‌گويي نووه چنتو - الساندرو باريکّو

مرده خورها - صادق هدايت

خواب به خواب - محمد بهارلو

کنار دريا - آلن رب گريه

رؤيت دخترصددرصد ايده‌ال در صبح‌گاه بهاري - ‌هاروکي موراکامي

سه مينياتور - ناصر زراعتي

يرما - فدريکو گارسيا لورکا

بي - علي‮اشرف درويشيان

چراغ‌هاي بي‌فروغ - شروود اَندرسون

نفتي - صادق چوبک

آقاي کبوتر و بانو - کاترين منسفيلد

فاجعه معدن در نيويورک - هاروکي موراکامي

کابوس - فروغ فرخزاد

نيويورک، محشر است! - آرت بوخوالد

يک روز خوش براي موزماهي - جي.دي. سلينجر

خانه‌اي در آسمان - گلي ترقي

موش يک کلمه است - ميترا داور

آسمان سياهِ شب - جرمي کِين

دوشيزه - ماريو بارگاس يوسا

مردي از جنوب - رولد دال

نهيليت - کورت کوزنبرگ

جلو قانون - فرانتس کافکا

جنگ - جبران خليل جبران

اتهام به خود - پتر هانتکه

نوشتة خداوند - خورخه لوئيس بورخس

ماهي وجفتش - ابراهيم گلستان

زندگي خوش و کوتاه فرانسيس مکومبر - ارنست ميلر همينگ‮وي

مرگ پدرم - چارلز بوکوفسکي

گذر از تونل - دوريس لسينگ

لادا و ميلنا - لارا واپنير

رازي ميان دو نفر - کوونتين ري‌نولدز

گلستان سعدي - باب ششم: در ضعف پيرى - سعدی_تصحيح محمدعلي فروغي

آقاي نويسنده تازه كار است - بهرام صادقي

صداها در فضا و درشب - ولفگانگ بورشرت

بي‌تفاوت - فروغ فرخ‌زاد

يک گل‌سرخ براي اميلي - ويليام فاکنر

ترس - احمد محمود

راکي - جان دوس پاسوس

انتَ عُمري - محمد بهارلو

ناخدا عبدل - حسن کرمي

گلستان سعدي - باب پنجم: در عشق و جوانى - تصحيح محمد علي فروغي

قنداق - يوکيو ميشيما

تمارض - ميترا داور

ده نفر سرخ‮پوست - ارنست همينگ‮وي

جشن فرخنده - جلال آل احمد

ديباچه و داستان پنجمِ کتاب چهل طوطي - سيمين دانشور، جلال آل‮احمد

دختر - جاماييكا كينكيد

وقتي آتش خاموش شود - هاروکي موراکامي

ذکر حکايت افشين و خلاص يافتن بودلف از وي - خواجه ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي دبير

گرگ پشت در - جيمز تربر

شركا - ريچارد براتيگان

ديسک - خورخه لوئيس بورخس

آواها - ولاديمير ناباكف

جوراب شلواري - تيم اوبرايان

ساندويج - غلامحسين ساعدي

تجلي - صادق هدايت

مرد مرده - خورخه لوئيس بورخس

با پسرم روي راه - ابراهيم گلستان

عقدة ادیپ من - فرانک اُکانر

تپه‌هايي چون فيل‌هاي سفيد - ارنست ميلر همينگ‌وي

سوآپي‌ و پاسبان‌ها - ا. هنري

همسر قاضي - ايزابل آلنده

محكمة جنايي* - ياروسلاو هاشِك

اين طرف بيا، اره كش! - هيوس دل كورال

مرگ در ميزند - وودي آلن

گلستان سعدی - باب چهارم، در فوايد خاموشى - تصحیح شادروان محمدعلی فروغی

گلستان سعدي - باب سوم، در فضيلت قناعت - تصحيح شادروان محمدعلي فروغي

عافيت - بهرام صادقي

برف‌هاي کليمانجارو - ارنست ميلر همينگوي

تالپا - خوان رولفو

ما آدم نمي‌شيم!.. - نوشتة: عزيز نسين

شوخي - آنتون پاولوويچ چخوف

دگرگوني دريا - ارنست همينگوي

شواليه ناموجود - ايتالو كالوينو

گلستان سعدي - باب دوم، در اخلاق پارسايان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

گلستان سعدي - باب اول، در سيرت پادشاهان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

خدمت وظيفه - برانيسلاو نوشيج

صورت آبي - هانريش بل

دُرشتي - علي‌اشرف درويشيان

درد پنجم - اميرحسين چهل‌تن

گلدسته ها و فلک - جلال آل احمد

آوريل در يونان - آندره كدروس

رمان همشاگردي‌ها - حسين مرتضائيان آبكنار

مرگ در كاسة سر - جواد مجابي

انعکاس آفتاب در تخته‌هاي بار‌انداز - جِي. دي. سَلينجِر

ماه‌پيشاني - احمد شاملو

گلستان سعدي - سعدي

نمايشنامة نظم نوين جهان - هرولد پينتر1

حكايت‌ دو وزير - هزار و يک شب

چاقو - محمد بهارلو

قفسة دوم - ميترا داور

سنگي بر گوري - جلال آل احمد

عكس - رودي دويل

زير باران - احمد محمود

نوامبر - پيتر بيکسل

گربه سياه - ادگار آلن پو

عزاداران بيل - غلام‌حسين ساعدي

خسيس - مولير

پدر - ايساک بابل

اي آفتاب غروبگاه - ويليام فاکنر

ذوق زبان - آن تايلر

شبي با امپراتريس - ايساک بابل

بينوايان - ويکتور هوگو

روي خور - محمد بهارلو

تخم‌مرغ و مرغ - جوواني گوارسکي

عشاي نيمه‌شب - ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس

ويرانه‌هاي مدور - خورخه لوئيس بورخس

نوروزنامه - حکيم ابوالفتح عياث‌الدين عمربن ابراهيم خيام

قرعه کشي - شرلي جکسن

سان سالوادور - پيتر بيکسل

خانواده هاي آواره - فرهاد پيربال

عشق در سالن فريز - ميترا داور

شاعر بزرگ - چارلز بوكفسكي

شام خانوادگي - کازوئوايشي گورو

جنايت و مکافات - جوواني گوارسکي

اودسا - ايساک بابل

دوشو - گي دوموپاسان

گنج - ويليام سامرست موآم

در آسمان و بر زمين - اينگه‌بُرگ باخمان (۲)

يك فرشتة بهتر - كريس آدرين

ترس و لرز - غلام‌حسين ساعدي

رؤياهايم را مي‌فروشم - گابريل گارسيا مارکز

راه دور - محمد بهارلو

نان - ولفگانگ بورشرت

مشت‌زن حرفه‌اي - ارنست همينگوي

ترس ولرز - غلام‌حسين ساعدي

11 سپتامبر، خيابان توليه - راينر ماريا ريلكه

آخرين سفر کشتي خيالي - گابريل گارسيا ماركز

اردوگاه سرخ‌پوستان - ارنست همينگوي

ماجراي جو - مارك استنلي بيوباين

يك بار در تمام زندگي - جومپا لايري

دشمن‌ها - آنتون پاولوويچ چخوف

مرگ مدام در ماوراة عشق - گابريل گارسيا ماركز

ساعت استراحت - لنگستن هيوز

چاه - ناصر تقوايي

فارسي شکر است - محمّد علي جمال‌زاده

مرد لال - شروود آندرسون

بعضي چيزها پايدار مي‎مانند - شروود آندرسن

گل رس - جيمز جويس

گوسالة کوچولو - ارسکين کالدول

حديث مور و حشمت سليمان -

کلئوپاترا - نوشتة: ويل کاپي

دسته گل آبي - اوکاتاويو پاز

نبش‌ِ قبر - محمد بهارلو

ايما و اشاره‌ها - ولاديمر ناباکف

خيانت چگونه به روسيه راه يافت - راينر ماريا ريلكه

يك شب - نجيبه احمد

تپه‌های سبز آفریقا - ارنست همینگوی

کهن‌ترین داستان جهان - رومن گاری

تپه کومادرس(1) - خوان رولفو

شبي که تنهايش گذاشتند - خوان رولفو

به‌ياد آر - خوان رولفو

بوگارت - و. س. نايپُل

قلمرو خدا - ويليام فاکنر

نامه به همساية دانشمند - آنتون چخوف

سگ خالي - دينو بوتزاتي

خائن - بزرگ علوي

عيد فقرا صفا ندارد - جان چيور

آدم اول(فصل اول) - آلبر کامو

بي‌بي - نسيم خاكسار

راز و نياز يک لاف‌زن - لنگستن هيوز

شب سي‌‌ودوم - هزار و يک شب

بعضي از ما دوستمان کُلبي را تهديد مي‌‌کرديم - دونالد بارتِلْمي

ببر مردم شناس - جيمز تربر

شب سي‌‌ويکم - هزار و يک شب

فلوسي - وودي آلن

شب سي‌اُم - هزار و يک شب

غول‌هاي ادب دو آلمان - 195۶ - گنتر گراس

پاهام زندگي مخصوص خودشونو دارن - لنگستن هيوز

شب بيست‌ونهم - هزار و يک شب

داستان بر دار کردنِ حسنک وزير - ابوالفضل محمدبن‌حسين بيهقي

شب بيست‌وهشتم - هزار و يک شب

در بيشه - ريونوسوکه آکوتاگاوا

شب بيست‌وهفتم - هزار و يک شب

فصل منتشر نشده‌اي از «هکلبري ‌فين» - مارک توين

شب بيست‌وششم - هزارويک شب

دارکوب‌ها - ارسکين کالدول

شب بيست‌وپنجم - هزار و يک شب

نخستين عشق - ساموئل بکت

فردا - صادق هدايت

چرند پرند (اخبار شهري) - علي‌اکبر دهخدا

آدم‌کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

زاير - نسيم خاکسار

شب چهلم - هزارويک شب

زنان حساس - جان آپدايک

زندگي - گريس پي‌لي

سرخوردگي‌ بزرگ‌ - گوستاو دامان‌

برتا خيکي - 1910 - گونتر گراس

کلاغ در جنگل - جان آپدايک

بي‌همگي - ساموئل بکت

علامت‌ - محمدرضا گودرزي‌

خاطرات‌ قبرستان‌ - يوسف‌ عزيزي‌ بني‌طُرُف‌

سنگ سياه - محمدرضا صفدري

خواسته‌ها - گريس پي‌لي

بنگ - ساموئل بکت

هريسُن بِرگِرُن - كورت ونه گوت

هي‌هي‌، جبلي‌، قُم‌ قُم‌ - رضا دانشور

جادكمه‌ - محمدرضا گودرزي‌

نويسنده‌ صبح‌ها يك‌ قاشق‌ شيرة‌ گل‌ مي‌نوشيد تا در حالت‌ جنيني‌ بنويسد - حسن‌ اصغري‌

مؤمنان‌ - جان‌ آپدايك‌

غم‌باد - ناتاشا اميري‌

مزاحم - خورخه لوئيس بورخس

اعدام‌ - عدنان‌ غُريفي‌

هکلبري فين - مارک توين

نُه - کلاوس شلِ زينگر

گل‌کلم‌سبز - للارا وپنيار

باران تابستان - مارگريت دوراس

زخم شمشير - خورخه لوئيس بورخس

بادنماها و شلاق‌ها - نسيم‌ خاكسار

گذرگاه‌ِ مُردگان‌ - محمد بهارلو

صفحة‌ حوادث‌ - مجيد دانش‌آراسته‌

آخرين‌ پمپ‌ بنزين‌ - شرلي‌ آن‌ گرو

کويتا از ميان شيشه - اميلي ايشم رابوتد

سقف - كوين بروك ماير

حمام - نجف دريابندري

شاهدان‌ - جان‌ آپدايك‌

شپش - جاهد جهان‌شاهي

آواز فوارة‌ آب‌ و گنجشك‌ - حسن‌ اصغري‌

روگذر عابر پياده‌ - ميترا الياتي‌

در ستايش عقل - محمدرضا بيگي

آدم کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

جاي‌ دنج‌ِ تميز و پُر نور - ارنست‌ همينگ‌وي‌

بقال‌ خرزويل‌ - نسيم خاكسار

غذاخوردن‌ آلماني‌ - كاترين‌ منسفيلد

والتر جان هارمون - اي. ال. دکترف

افسون‌گر - هاينريش‌ مان‌

مردم‌آزارها - ريموند كارور

گمشدگي - انوش صالحي

دنِ آرام - ميخاييل شولوخوف

كابوس‌ مرد خدا - برتراند راسل‌

آمريكا - هاينريش‌ بُل‌

ماجراي‌ كوگلماس‌ - وودي‌ آلن‌

غوك‌ - رضا علامه‌زاده‌

نوشتة‌ خواننده‌ - ارنست‌ همينگ‌وي‌

دشمن‌ِ شمارة‌ يك‌ اجتماع‌ - جان‌ بوكوفسكي‌

هزار و يک شب (شب سي و هشتم) -

اوليس‌ - جيمز جويس‌

آدم‌هاي‌ مشهور - اورهان‌ پاموك‌

هميشه‌ مادر - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

جعبة‌ آرزو - سيلويا پلات‌

موزلي - ويليام فاکنر

سيل توي چادرت افتاده - تس گالاگر

آينه - محمود دولت‌آبادي

داشتن و نداشتن - ارنست همينگ‌وي

چرا دريا توفاني شده بود - صادق چوبك

آشغالداني - نسيم خاکسار

گزيده آثار چوبک - صادق چوبک

زني که مردش را گم کرد - صادق هدايت

آقا جولو - ناصر تقوايي‌

بوم - انوش صالحي

خواب خون - بهرام صادقي

معصوم دوم - هوشنگ گلشيري

فارسي شكر است - محمدعلي جمال‌زاده

گدا - غلام‌حسين ساعدي

گيله مرد - بزرگ علوى

جهنم و بهشت - جامپا ليري

کراوات‌هاي آقاي ودريف - تس گالاگر

من و سهراب دريابندري - نجف دريابندري

شور و شوق - آليس مونرو

لانة خرگوش، بهترين توضيح - آن بيتي

اُسَبِل‌ - جويس‌ كَرول‌ اوتِس‌

استوديوي شمارة 54 - ريچارد براتيگان

ساعتِ آشپزخانه - وُلفگانگ بُرشِرت

آخرين تير تفنگ من - آلفونس دو لامارتين

مدال‌هاي‌ جنگي بسيار در بازار بي‌خريدار - ارنست همينگوي

پيانونواز - دونالد بارتلمي

هفت سين - محمد بهارلو

تابوتي بر آب - محمد بهارلو

چپ دست ها - گونتر گراس

بله، نيروانايى در كار نيست - كورت وونه‏گات جونيور

از آشنايى با شما خوش وقتم - جويس كرول اويتس

مرغ عشق - عدنان غريفي

هدايت - بهرام بيضايي

سه قطره خون - صادق هدايت

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate