خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
کنار دريا

آلن رب گريه

Alain-Robbe-Grilletبرگردان: نجف دريابندري


 آلن رب گري‌يه، نويسنده وفيلم‌ساز فرانسوي و يکي از بنيان‌گذاران و نظريه‌پردازان جنبش ادبي" رمان نو"است. از رمان‌هاي مهم او مي‌توان "بيننده" و "درون هزار چم" و از فيلم‌هاي او " سال گذشته در مارينباد"(باالن رنه) و " قطار سراسري اروپا" را نام برد.
در داستان" کنار دريا" که در 1962 نوشته شده است تأثير صناعت فيلم کاملاً مشهود است: مانند يک دوربين فيلمبرداري گاه به سمت راست و گاه به سمت چپ برمي‌گردد، گاه از سه کودکي که موضوع اصلي او است جلو مي‌افتد و گاه پشت سر آن حرکت مي‌کند، ولي در هرحال هميشه مانند دوربين ساکت است و فقط منظرۀ روبه روي خود را ضبط مي‌کند. در اين داستان شايد بيش از ساير نمونه‌هاي"رمان نو" نويسندۀ خود را به ضبط واقعيت عيني محدود و منحصر کرده است.


سه بچه دارند کنار دريا راه مي‌روند. دست همديگر را گرفته‌اند و در کنار هم پيش مي‌روند. تقريباً هم قداند، شايد هم سن باشند: حدود دوازده. ولي بچه وسطي کمي‌از آن دوتاي ديگر کوچک‌تر است.
غير از اين بچه‌ها هيچ کس در کنار دريا نيست. ساحل نوار نسبتاً پهني است که نه سنگ‌هاي پراکنده‌اي در آن ديده مي‌شود و نه آبگيري، و ميان دريا و صخرۀ بلندي که بي راه به نظر مي‌رسد اندک شيبي دارد.
روز خيلي صافي است. خورشيد با نور شديد و عمودي ماسۀ زرد را روشن مي‌کند. هيچ ابري در آسمان نيست. هيچ بادي هم نمي‌آيد. آب کبود و آرام است و کمترين اثري از حرکت دريا در آن ديده نمي‌شود، با آن که ساحل تا افق باز است.
اما، در فواصل منظم، موجي که هميشه يک شکل است و از چند متر دور از ساحل پيدا مي‌شود، ناگهان بالا مي‌آيد و بعد فوراً فرو مي‌ريزد- هميشه در يک خط. به نظر آدم اين‌طور نمي‌آيد که آب دارد پيش مي‌آيد و بعد پس مي‌رود؛ برعکس، مثل اين است که تمام اين حرکت در يک جا اتفاق مي‌افتد. بالا آمدن آب اول فرو رفتگي مختصري در طرف ساحل به وجود مي‌آورد، و موج کمي‌پيش مي‌آيد و مثل ريگ غلتان غرغر مي‌کند؛ بعد مي‌ترکد و مثل شير روي شيب ساحل مي‌ريزد، ولي با اين حرکت فقط همان زميني را که از دست داده است باز به دست مي‌آورد. فقط گهگاهي کمي‌بالاتر مي‌آيد و لحظه‌اي چند انگشت بيشتر زمين را خيس مي‌کند.
باز همه چيز راکد مي‌شود؛ دريا صاف و کبود درست در همان جاي ساحل زرد تمام مي‌شود که در طول آن بچه‌ها در کنار هم دارند راه مي‌روند. بچه‌ها بوراند، تقريباً به رنگ همان ماسه: پوستشان کمي‌تيره‌تر، مويشان کمي‌روشن‌تر. هرسه يک جور لباس پوشيده‌اند؛ شلوار کوتاه و پيراهن، هر دو از پارچه نخي کلفت آبي رنگ رفته. در کنار هم دست همديگر را گرفته‌اند و دارند در خط مستقيم راه مي‌روند- موازي دريا و موازي صخره، تقريباً در فاصلۀ مساوي از هر دو، ولي کمي‌نزديک‌ترک به آب. خورشيد در اوج آسمان است و سايه‌اي جلوي پاي آن‌ها نمي‌اندازد.
جلو بچه‌ها، از صخره تا آب، ماسۀ دست نخوردۀ زرد و صاف خوابيده است. بچه‌ها با سرعت يکنواخت پيش مي‌روند، بدون کمترين انحراف، دست در دست. پشت سرشان روي ماسۀ نمناک سه خط جاي پاهاي برهنه بر جاي مي‌ماند، سه رديف جا پاي نسبتاً عميق و کامل، با فاصله‌هاي مساوي.بچه‌ها دارند به جلو نگاه مي‌کنند؛ نه به صخرۀ سمت چپ‌شان نگاه مي‌کنند نه به درياي سمت راست‌شان، که موج‌هاي کوچکش مرتباً آن‌طرف فرو مي‌ريزند. بچه‌ها هيچ برنمي‌گردند به راهي که طي کرده‌اند نگاهي بيندازند. با قدم‌هاي منظم و سريع راه‌شان را ادامه مي‌دهند.
جلو بچه‌ها يک دسته مرغ دريايي دارند روي ساحل درست لب آب راه مي‌روند. اما چون مرغ‌ها خيلي آهسته‌تر مي‌روند بچه‌ها به آن‌ها مي‌رسند. دريا مرتباً جا پاي ستاره مانند مرغ‌ها را پاک مي‌کند، ولي جا پاي بچه ها روي ماسۀ نمناک به وضوح باقي مي‌ماند و سه رديف فرورفتگي‌ها درازتر مي‌شود. عمق اين فرورفتگي‌ها ثابت است: کمتر از يک بند انگشت. ريخت آن‌ها هم خراب نمي‌شود، نه به ريزش لبه‌ها و نه با فرو رفتن زياد شست يا پاشنۀ پا: انگار اين جا پاها را با يک دستگاه مکانيکي روي لايۀ سطحي زمين متحرک در بياورند.
سه خط پشت سر بچه‌ها همين‌جور درازتر مي‌شوند، به نظر مي‌آيد که جمع‌تر و آهسته‌تر هم مي‌شوند و به صورت يک خط در مي‌آيد، که در تمام طول خود ساحل را به دو نوار تقسيم مي‌کند و آن سرش به يک حرکت ريز مکانيکي ختم مي‌شود، که بالا و پايين رفتن شش تا پاي برهنه است، انگار دارند در جا مي‌زنند.
اما همين‌جور که پاهاي برهنه دورتر مي‌روند به مرغ‌ها نزديک‌تر مي‌شوند. پاها نه تنها تند تر پيش مي‌روند، بلکه فاصلۀ نسبي ميان دو دسته هم به سرعت بيشتري کم مي‌شود- در مقايسه با مسافتي که طي کرده‌اند، چيزي نمي‌گذرد که فقط چند قدم از هم فاصله دارند...
اما وقتي که سرانجام به نظر مي‌رسد که بچه‌ها به مرغ رسيده‌اند، مرغ‌ها ناگهان بال مي‌زنند و پرواز مي‌کنند، اول يکي، بعد دوتا، بعد ده‌تا... و همۀ مرغ‌هاي سفيد و خاکستري دسته روي دريا چرخي مي‌زنند و باز پايين مي‌آيند و روي ماسه راه مي‌روند؛ باز در همان جهت، درست لب آب، حدود صد متر جلوتر. از اين فاصله حرکت آب ديده نمي‌شود، مگر هر ده ثانيه يک بار که آب در لحظۀ ريزش کف زير نور خورشيد رنگ عوض مي‌کند. سه بچۀ بور بدون توجه به خط‌هايي که به اين دقت در ماسۀ دست نخورده بر جاي مي‌گذارند، و بدون توجه به موج‌هاي کوچک دست راست‌شان و مرغ‌ها، که جلو آن‌ها گاهي پرواز مي‌کنند و گاهي راه مي‌روند، دست همديگر را گرفته‌اند و قدم‌هاي منظم و سريع پيش مي‌روند.
صورت‌هاي آفتاب سوخته‌شان، که از موهايشان تيره‌تر است، به هم شبيه است. حالت صورت‌ها يکي است: جدي، متفکر، شايد کمي‌نگران. اسباب صورتشان عين هم است، اگرچه پيدا است که دو تا از بچه‌ها پسراند و يکي دختر. موي دختر فقط کمي‌بلندتر است و کمي‌بيشتر موج دارد، و دست و پايش فقط کمي‌بلندتر است. ولي لباس‌شان يکي است شلوار کوتاه و پيراهن، هردو ازپارچۀ نخي کلفت، آبي رنگ رفته.
دختر در طرف راست، سمت دريا. طرف چپ دختر پسري راه مي‌رود که از آن پسر ديگري کمي‌کوتاه‌تر است. آن پسر ديگرکه سمت صخره است هم قد دختر است. جلو آن‌ها تا چشم کار مي‌کند ماسۀ صاف و زرد خوابيده است. سمت چپ آن‌ها ديوار قهوه‌اي رنگ، که راهي در آن پيدا نيست، تقريباً عمود ايستاده است. سمت راست آن‌ها سطح درياي بي حرکت و کبود به حاشيۀ موج کوچکي ختم مي‌شود که فوراً مي‌شکند و با کف سفيد مي‌گريزد. آن وقت، ده ثانيه بعد، آب باز ورم مي‌کند و همان فرورفتگي را در سمت ساحل به وجود مي‌آورد و مثل ريگ غلتان غرغر مي‌کند. موجک مي‌شکند؛ کف شيري باز از شيب ساحل بالا مي‌رود و چند انگشتي زمين از دست رفته را باز به دست مي‌آورد. در سکوت بعد از آن صداي ضربه‌هاي ناقوس دوردستي در هواي آرام پخش مي‌شود.
پسر کوچک‌تر، آن که در وسط است، مي‌گويد«صداي زنگ است.» اما صداي مکيده شدن ريگ‌ در دهان دريا صداي خيلي ضعيف زنگ را مي‌پوشاند. و بچه‌ها بايد تا پايان دور صبر کنند تا چند ضربۀ آخر زنگ را که از راه دور مي‌آيد بشنوند. پسر بزرگ‌تر مي‌گويد« زنگ اول است».
موجک در سمت راست آن‌ها مي‌شکند. بعد دوباره سکوت مي‌شود، بچه‌ه ديگر چيزي نمي‌شنوند. سه بچۀ بور هنوز با همان آهنگ منظم دست در دست هم دارند راه مي‌روند. جلو آن‌ها ناگهان در دستۀ مرغ‌ها، که فقط چند قدمي‌از بچه‌ها فاصله دارند، ولوله مي‌افتد: بال مي‌زنند و پرواز مي‌کنند. همان چرخ را روي آب مي‌زنند و بعد پايين مي‌آيند و باز درست لب آب، حدود صد متر جلوتر، در همان جهت روي ماسه راه مي‌افتند.
پسر کوچک‌تر ادامه مي‌دهد« شايد هم زنگ اول نبود، اگر آن يکي قبلي را نشنيده باشيم...» پسر کنار او جواب مي‌دهد« بايد مي‌شنيديم.» اما اين گفتگو آهنگ آن‌ها را تغيير نداده است؛ همان‌جا پاها پشت سرشان زير شش تا پاي برهنه دارند پيدا مي‌شوند. دختر مي‌گويد« قبلاً اين‌قدر نزديک نبوديم.» پس از لحظه‌اي پسر بزرگتر، که در سمت صخره است، مي‌گويد:« هنوز خيلي راه داريم.»
و بعد هرسه در سکوت راه‌شان را ادامه مي‌دهند. ساکت مي‌مانند تا اين‌که باز صداي ناقوس، همان‌جور نامشخص، در هواي آرام پخش مي‌شود. پسر بزرگ‌تر مي‌گويد« صداي زنگ است.» ديگران جواب نمي‌دهند.
مرغ‌ها، که چيزي نمانده بود بچه‌ها به آن‌ها برسند، بال مي‌زنند و پرواز مي‌کنند، اول يکي، بعد دوتا، بعد ده‌تا... بعد تمام دسته باز روي زمين است و دارد حدود صد متر جلوتر از بچه‌ها در طول ساحل راه مي‌رود.
دريا مرتباً جا پاهاي ستاره شکل مرغ‌ها را پاک مي‌کند. اما بچه‌ها که دارند دست در دست کنار هم نزديک‌تر به صخره راه مي‌روند جا پاهاي عميق‌شان را بر جاي مي‌گذراند، و سه خط جا پاها در ساحل بسيار دراز به موازات آب ادامه پيدا مي‌کند. سمت راست دريا، سمت درياي مسطح و بي حرکت، همان موج کوچک هميشه در همان‌جا مي‌شکند.


نقل از آدينه 60
حروف‌چين: مينا محمدي


نسخه قابل چاپ
شناسه : PS1889
تاريخ ارسال : سه شنبه 09 بهمن 1386
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
بزدل - و.س. نایپُل

علم استنتاج - آرتور کانن دویل

تولد - اسماعیل فصیح

کلیدر، آبتنی مارال - محمود دولت‌آبادی

بمان زرافه - ولفگانگ بورشرت

آسیا‌های بادی فصل هشتم از کتاب«دن کیشوت» - سروانتس

بعدازظهر آخر پاييز - صادق چوبک

ساعت من - مارک تواین

معلم - شروود آندرسن

درست است که دیدار انجام نشد اما... - آنتون چخوف

سگ‌ها - مهشید امیرشاهي

روز حسابی برای کانگوروها - هاروکی موراکامی

لانه - فرانتس کافکا

اين مرد و زن - آناگاوالدا

آستین‌های سبز - هلن سیمپسون

پشت به در ورودی - میترا داور

مهمانی رومی - جان بارت (2008)

قوم و خویش‌های دور - اورهان پاموک

اگر امپرسیونیست‌ها دندان پزشک بودند - وودی آلن

خوابگرد - هوشنگ گلشیری

نظم - چارلی چاپلین

قصه عينكم - رسول پرويزي

ماه نرم - ایتالو کالوینو

با هم - احمد محمود

مادر - جیمز جویس

این همه آب و این‌قدر نزدیک به خانه - ریموند کارور

سار بی‌بی خانم - مهشید امیرشاهی

این برف، این برف لعنتی - جمال میرصادقی

سالي‌ دو ماه‌ - محمد بهارلو

ماجرای گند - آنتون چخوف

روياي يك ساعته - كيت شوپن

سه شنبة خیس - بیژن نجدی

چهره - آلیس مونرو

گذرنامه - هرتا مولر

دفترچه پس انداز - آلبا دسس پدس

دختر خاله‌ها - جویس کرول اوتس

تب خال - احمد محمود

قصه دختر سعید مسیّب - شمس‌الدّین محمّد تبریزی

مترسک - جبران خلیل جبران

زير درخت ليل - هوشنگ گلشيري

خواب هاروی - استیون کینگ

در حال و هواي سن ژرمن - آنا گاوالدا

باغچه جعفری - ویلیام سارویان

یکی از همین روزها - گابریل گارسیا مارکز

خال و ناخن - آلکس لاگوما

يك تصوير - ويرجينيا وولف

بیرون رانده - ساموئل بکت

دست بردار! - فرانتس كافكا

كلاس درس - غلام‌حسین ساعدی

كالسكه - نيكلاي گوگول

شجره النور يا درخت روشنایی - محمدرضا صفدری

آينه ها - دينو بوتزاتي

عُقلاي‌ِ مجانين - محمد بهارلو

مرد - محمود دولت‌آبادی

لاک قرمز - میترا داور

در شهرکی غریب - شروود آندرسن

گزارشی از صنعت سایه - پیتر کری

فصل سانسور شده «نخستين حلقه» - سولژنيتسين

شكل واقعي من - نسيم خاكسار

متزن گرشتاین - ادگار آلن پو

ملخ‌ها - بهروز دهقانی

مرگ یک راهزن - لوییجی بارتزینی

شناگر - جان چيور

یک دست و دو هندوانه - آنتون چخوف

آنطرفِ خیابان - جعفر مدرس صادقی

آتش زردشت - هوشنگ گلشیری

باغ سنگ - سيمين دانشور

خاطره - مارسل پروست

خانه اشباح - ويرجينيا ولف

کرگدن‌ها - اوژن یونسکو

از همه بهارها تا یک پائیز - محمود کیانوش

لباس سرهم - چارلز بوكوفسكي

فرنی - جی. دی. سلینجر

نخستین اشتباهی که نی نی کرد. . . - دونالد بارتلمی‌

بیدار - توبیاس ولف

خانم حوا - هانری تروایا

دایی ممد - نسیم خاکسار

پس از تاريكي در زمين‌هاي بازي - ام. آر. جيمز

قسمتی از رمان عروس نیل - محمد بهارلو

کنت دراکولا - وودی آلن

این آقای هلندی - هرمان هسه

چگونه وانگ‌فو رهایی یافت؟ - مارگریت یورسنار

راشومون - ريونوسوكه آكوتاگاوا

لاشخور - فرانتس کافکا

نقشبندان - هوشنگ گلشیری

قيل و قال روي درخت - حنيف قريشي

دن آرام - ميخائيل شولوخوف

هديه‌ي غير منتظره - استيگ داگرمن

پسر نازنين - رولد دال

محاکمه - آنتون چخوف

گیرم که بلی - توبیاس وولف

تصادف - سیمین دانشور

لوزة سوم - علي اشرف درويشيان

حباب غم - چارلز بوكوفسكي

مامور قطع آب - مارگريت دوراس

رادیکال‌های آزاد - آلیس مونرو

هزارو‌یک‌شب - هزارو‌یک‌شب

خاله نوشا عاشق بود - ميترا داور

دوشیزه بریل - کاترین منسفیلد

بشر دوست - رومن گاری

چاه‏كن‏ها - محمد بهارلو

جنوب - خورخه لوييس بورخس

چنار - هوشنگ گلشیری

زائر عارف بختور - اسماعیل فصیح

شکوه قانون - فرانک اُکانر

دست‌گرمی برای نوشتن یک داستان - شروود آندرسن

لباس نو - ویرجینیا ولف

جاودانگي - ميلان كوندرا

مزدور - جان اشتان بک

روز شمار - کارل چاپک

کشيك شبانه - رضا جولايي

ده تا سرخ‌پوست - ارنست همينگ‌وي

طوطي - سيمين بهبهاني

ناتاشا - ولاديمير ناباکوف

سگِ دانا - جبران خليل جبران

خوب‌ها کمي پايين‌تر زندگي مي‌کنند - نادر ابراهيمي

مضمون خائن و قهرمان - خورخه لوييس بورخس

بيچاره آن مرحوم - لويجي پيراندلو

موجي که هرگز دريا را ترک نکرد - اوکتاويوپاز

دهکدة بعدي - فرانتس کافکا

سه قديس تيره - ولفگانگ برشرت

گزيده هايي از دفتر يادداشت هاي وودي آلن - وودي آلن

پدر - ريموند کارور

قضيه ي تيارت (طوفان عشق خون آلود) - صادق هدايت

صندوقچة طلايي - ريلکه

سلماني زنش را کشته - آلبر کوسري

قتل زوجة «هانِ» تَردست - شي گانا اويا

شرحي بر قصيدة جمليه - هوشنگ گلشيري

قديس - وي اس پريچت

مزاحمت - دوريس لِسينگ

گربه زير باران - ارنست همينگوي

بدونِ قهرمان - تي سي بويل

ربايش - توبياس ولف

دقيقاً - هارولد پينتر

خط و رنگ - ايساك بابل

داستان ششم - جلال‌‌آل احمد ، سيمين دانشور

طلاق - آيزاک باشويس سينگر

پارکِر اَندِرسِنِ فيلسوف - اَمبروس بي يرس

خيره - دوريس لسينگ

قطعه‌اي ازتک‌گويي نووه چنتو - الساندرو باريکّو

مرده خورها - صادق هدايت

خواب به خواب - محمد بهارلو

کنار دريا - آلن رب گريه

رؤيت دخترصددرصد ايده‌ال در صبح‌گاه بهاري - ‌هاروکي موراکامي

سه مينياتور - ناصر زراعتي

يرما - فدريکو گارسيا لورکا

بي - علي‮اشرف درويشيان

چراغ‌هاي بي‌فروغ - شروود اَندرسون

نفتي - صادق چوبک

آقاي کبوتر و بانو - کاترين منسفيلد

فاجعه معدن در نيويورک - هاروکي موراکامي

کابوس - فروغ فرخزاد

نيويورک، محشر است! - آرت بوخوالد

يک روز خوش براي موزماهي - جي.دي. سلينجر

خانه‌اي در آسمان - گلي ترقي

موش يک کلمه است - ميترا داور

آسمان سياهِ شب - جرمي کِين

دوشيزه - ماريو بارگاس يوسا

مردي از جنوب - رولد دال

نهيليت - کورت کوزنبرگ

جلو قانون - فرانتس کافکا

جنگ - جبران خليل جبران

اتهام به خود - پتر هانتکه

نوشتة خداوند - خورخه لوئيس بورخس

ماهي وجفتش - ابراهيم گلستان

زندگي خوش و کوتاه فرانسيس مکومبر - ارنست ميلر همينگ‮وي

مرگ پدرم - چارلز بوکوفسکي

گذر از تونل - دوريس لسينگ

لادا و ميلنا - لارا واپنير

رازي ميان دو نفر - کوونتين ري‌نولدز

گلستان سعدي - باب ششم: در ضعف پيرى - سعدی_تصحيح محمدعلي فروغي

آقاي نويسنده تازه كار است - بهرام صادقي

صداها در فضا و درشب - ولفگانگ بورشرت

بي‌تفاوت - فروغ فرخ‌زاد

يک گل‌سرخ براي اميلي - ويليام فاکنر

ترس - احمد محمود

راکي - جان دوس پاسوس

انتَ عُمري - محمد بهارلو

ناخدا عبدل - حسن کرمي

گلستان سعدي - باب پنجم: در عشق و جوانى - تصحيح محمد علي فروغي

قنداق - يوکيو ميشيما

تمارض - ميترا داور

ده نفر سرخ‮پوست - ارنست همينگ‮وي

جشن فرخنده - جلال آل احمد

ديباچه و داستان پنجمِ کتاب چهل طوطي - سيمين دانشور، جلال آل‮احمد

دختر - جاماييكا كينكيد

وقتي آتش خاموش شود - هاروکي موراکامي

ذکر حکايت افشين و خلاص يافتن بودلف از وي - خواجه ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي دبير

گرگ پشت در - جيمز تربر

شركا - ريچارد براتيگان

ديسک - خورخه لوئيس بورخس

آواها - ولاديمير ناباكف

جوراب شلواري - تيم اوبرايان

ساندويج - غلامحسين ساعدي

تجلي - صادق هدايت

مرد مرده - خورخه لوئيس بورخس

با پسرم روي راه - ابراهيم گلستان

عقدة ادیپ من - فرانک اُکانر

تپه‌هايي چون فيل‌هاي سفيد - ارنست ميلر همينگ‌وي

سوآپي‌ و پاسبان‌ها - ا. هنري

همسر قاضي - ايزابل آلنده

محكمة جنايي* - ياروسلاو هاشِك

اين طرف بيا، اره كش! - هيوس دل كورال

مرگ در ميزند - وودي آلن

گلستان سعدی - باب چهارم، در فوايد خاموشى - تصحیح شادروان محمدعلی فروغی

گلستان سعدي - باب سوم، در فضيلت قناعت - تصحيح شادروان محمدعلي فروغي

عافيت - بهرام صادقي

برف‌هاي کليمانجارو - ارنست ميلر همينگوي

تالپا - خوان رولفو

ما آدم نمي‌شيم!.. - نوشتة: عزيز نسين

شوخي - آنتون پاولوويچ چخوف

دگرگوني دريا - ارنست همينگوي

شواليه ناموجود - ايتالو كالوينو

گلستان سعدي - باب دوم، در اخلاق پارسايان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

گلستان سعدي - باب اول، در سيرت پادشاهان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

خدمت وظيفه - برانيسلاو نوشيج

صورت آبي - هانريش بل

دُرشتي - علي‌اشرف درويشيان

درد پنجم - اميرحسين چهل‌تن

گلدسته ها و فلک - جلال آل احمد

آوريل در يونان - آندره كدروس

رمان همشاگردي‌ها - حسين مرتضائيان آبكنار

مرگ در كاسة سر - جواد مجابي

انعکاس آفتاب در تخته‌هاي بار‌انداز - جِي. دي. سَلينجِر

ماه‌پيشاني - احمد شاملو

گلستان سعدي - سعدي

نمايشنامة نظم نوين جهان - هرولد پينتر1

حكايت‌ دو وزير - هزار و يک شب

چاقو - محمد بهارلو

قفسة دوم - ميترا داور

سنگي بر گوري - جلال آل احمد

عكس - رودي دويل

زير باران - احمد محمود

نوامبر - پيتر بيکسل

گربه سياه - ادگار آلن پو

عزاداران بيل - غلام‌حسين ساعدي

خسيس - مولير

پدر - ايساک بابل

اي آفتاب غروبگاه - ويليام فاکنر

ذوق زبان - آن تايلر

شبي با امپراتريس - ايساک بابل

بينوايان - ويکتور هوگو

روي خور - محمد بهارلو

تخم‌مرغ و مرغ - جوواني گوارسکي

عشاي نيمه‌شب - ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس

ويرانه‌هاي مدور - خورخه لوئيس بورخس

نوروزنامه - حکيم ابوالفتح عياث‌الدين عمربن ابراهيم خيام

قرعه کشي - شرلي جکسن

سان سالوادور - پيتر بيکسل

خانواده هاي آواره - فرهاد پيربال

عشق در سالن فريز - ميترا داور

شاعر بزرگ - چارلز بوكفسكي

شام خانوادگي - کازوئوايشي گورو

جنايت و مکافات - جوواني گوارسکي

اودسا - ايساک بابل

دوشو - گي دوموپاسان

گنج - ويليام سامرست موآم

در آسمان و بر زمين - اينگه‌بُرگ باخمان (۲)

يك فرشتة بهتر - كريس آدرين

ترس و لرز - غلام‌حسين ساعدي

رؤياهايم را مي‌فروشم - گابريل گارسيا مارکز

راه دور - محمد بهارلو

نان - ولفگانگ بورشرت

مشت‌زن حرفه‌اي - ارنست همينگوي

ترس ولرز - غلام‌حسين ساعدي

11 سپتامبر، خيابان توليه - راينر ماريا ريلكه

آخرين سفر کشتي خيالي - گابريل گارسيا ماركز

اردوگاه سرخ‌پوستان - ارنست همينگوي

ماجراي جو - مارك استنلي بيوباين

يك بار در تمام زندگي - جومپا لايري

دشمن‌ها - آنتون پاولوويچ چخوف

مرگ مدام در ماوراة عشق - گابريل گارسيا ماركز

ساعت استراحت - لنگستن هيوز

چاه - ناصر تقوايي

فارسي شکر است - محمّد علي جمال‌زاده

مرد لال - شروود آندرسون

بعضي چيزها پايدار مي‎مانند - شروود آندرسن

گل رس - جيمز جويس

گوسالة کوچولو - ارسکين کالدول

حديث مور و حشمت سليمان -

کلئوپاترا - نوشتة: ويل کاپي

دسته گل آبي - اوکاتاويو پاز

نبش‌ِ قبر - محمد بهارلو

ايما و اشاره‌ها - ولاديمر ناباکف

خيانت چگونه به روسيه راه يافت - راينر ماريا ريلكه

يك شب - نجيبه احمد

تپه‌های سبز آفریقا - ارنست همینگوی

کهن‌ترین داستان جهان - رومن گاری

تپه کومادرس(1) - خوان رولفو

شبي که تنهايش گذاشتند - خوان رولفو

به‌ياد آر - خوان رولفو

بوگارت - و. س. نايپُل

قلمرو خدا - ويليام فاکنر

نامه به همساية دانشمند - آنتون چخوف

سگ خالي - دينو بوتزاتي

خائن - بزرگ علوي

عيد فقرا صفا ندارد - جان چيور

آدم اول(فصل اول) - آلبر کامو

بي‌بي - نسيم خاكسار

راز و نياز يک لاف‌زن - لنگستن هيوز

شب سي‌‌ودوم - هزار و يک شب

بعضي از ما دوستمان کُلبي را تهديد مي‌‌کرديم - دونالد بارتِلْمي

ببر مردم شناس - جيمز تربر

شب سي‌‌ويکم - هزار و يک شب

فلوسي - وودي آلن

شب سي‌اُم - هزار و يک شب

غول‌هاي ادب دو آلمان - 195۶ - گنتر گراس

پاهام زندگي مخصوص خودشونو دارن - لنگستن هيوز

شب بيست‌ونهم - هزار و يک شب

داستان بر دار کردنِ حسنک وزير - ابوالفضل محمدبن‌حسين بيهقي

شب بيست‌وهشتم - هزار و يک شب

در بيشه - ريونوسوکه آکوتاگاوا

شب بيست‌وهفتم - هزار و يک شب

فصل منتشر نشده‌اي از «هکلبري ‌فين» - مارک توين

شب بيست‌وششم - هزارويک شب

دارکوب‌ها - ارسکين کالدول

شب بيست‌وپنجم - هزار و يک شب

نخستين عشق - ساموئل بکت

فردا - صادق هدايت

چرند پرند (اخبار شهري) - علي‌اکبر دهخدا

آدم‌کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

زاير - نسيم خاکسار

شب چهلم - هزارويک شب

زنان حساس - جان آپدايک

زندگي - گريس پي‌لي

سرخوردگي‌ بزرگ‌ - گوستاو دامان‌

برتا خيکي - 1910 - گونتر گراس

کلاغ در جنگل - جان آپدايک

بي‌همگي - ساموئل بکت

علامت‌ - محمدرضا گودرزي‌

خاطرات‌ قبرستان‌ - يوسف‌ عزيزي‌ بني‌طُرُف‌

سنگ سياه - محمدرضا صفدري

خواسته‌ها - گريس پي‌لي

بنگ - ساموئل بکت

هريسُن بِرگِرُن - كورت ونه گوت

هي‌هي‌، جبلي‌، قُم‌ قُم‌ - رضا دانشور

جادكمه‌ - محمدرضا گودرزي‌

نويسنده‌ صبح‌ها يك‌ قاشق‌ شيرة‌ گل‌ مي‌نوشيد تا در حالت‌ جنيني‌ بنويسد - حسن‌ اصغري‌

مؤمنان‌ - جان‌ آپدايك‌

غم‌باد - ناتاشا اميري‌

مزاحم - خورخه لوئيس بورخس

اعدام‌ - عدنان‌ غُريفي‌

هکلبري فين - مارک توين

نُه - کلاوس شلِ زينگر

گل‌کلم‌سبز - للارا وپنيار

باران تابستان - مارگريت دوراس

زخم شمشير - خورخه لوئيس بورخس

بادنماها و شلاق‌ها - نسيم‌ خاكسار

گذرگاه‌ِ مُردگان‌ - محمد بهارلو

صفحة‌ حوادث‌ - مجيد دانش‌آراسته‌

آخرين‌ پمپ‌ بنزين‌ - شرلي‌ آن‌ گرو

کويتا از ميان شيشه - اميلي ايشم رابوتد

سقف - كوين بروك ماير

حمام - نجف دريابندري

شاهدان‌ - جان‌ آپدايك‌

شپش - جاهد جهان‌شاهي

آواز فوارة‌ آب‌ و گنجشك‌ - حسن‌ اصغري‌

روگذر عابر پياده‌ - ميترا الياتي‌

در ستايش عقل - محمدرضا بيگي

آدم کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

جاي‌ دنج‌ِ تميز و پُر نور - ارنست‌ همينگ‌وي‌

بقال‌ خرزويل‌ - نسيم خاكسار

غذاخوردن‌ آلماني‌ - كاترين‌ منسفيلد

والتر جان هارمون - اي. ال. دکترف

افسون‌گر - هاينريش‌ مان‌

مردم‌آزارها - ريموند كارور

گمشدگي - انوش صالحي

دنِ آرام - ميخاييل شولوخوف

كابوس‌ مرد خدا - برتراند راسل‌

آمريكا - هاينريش‌ بُل‌

ماجراي‌ كوگلماس‌ - وودي‌ آلن‌

غوك‌ - رضا علامه‌زاده‌

نوشتة‌ خواننده‌ - ارنست‌ همينگ‌وي‌

دشمن‌ِ شمارة‌ يك‌ اجتماع‌ - جان‌ بوكوفسكي‌

هزار و يک شب (شب سي و هشتم) -

اوليس‌ - جيمز جويس‌

آدم‌هاي‌ مشهور - اورهان‌ پاموك‌

هميشه‌ مادر - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

جعبة‌ آرزو - سيلويا پلات‌

موزلي - ويليام فاکنر

سيل توي چادرت افتاده - تس گالاگر

آينه - محمود دولت‌آبادي

داشتن و نداشتن - ارنست همينگ‌وي

چرا دريا توفاني شده بود - صادق چوبك

آشغالداني - نسيم خاکسار

گزيده آثار چوبک - صادق چوبک

زني که مردش را گم کرد - صادق هدايت

آقا جولو - ناصر تقوايي‌

بوم - انوش صالحي

خواب خون - بهرام صادقي

معصوم دوم - هوشنگ گلشيري

فارسي شكر است - محمدعلي جمال‌زاده

گدا - غلام‌حسين ساعدي

گيله مرد - بزرگ علوى

جهنم و بهشت - جامپا ليري

کراوات‌هاي آقاي ودريف - تس گالاگر

من و سهراب دريابندري - نجف دريابندري

شور و شوق - آليس مونرو

لانة خرگوش، بهترين توضيح - آن بيتي

اُسَبِل‌ - جويس‌ كَرول‌ اوتِس‌

استوديوي شمارة 54 - ريچارد براتيگان

ساعتِ آشپزخانه - وُلفگانگ بُرشِرت

آخرين تير تفنگ من - آلفونس دو لامارتين

مدال‌هاي‌ جنگي بسيار در بازار بي‌خريدار - ارنست همينگوي

پيانونواز - دونالد بارتلمي

هفت سين - محمد بهارلو

تابوتي بر آب - محمد بهارلو

چپ دست ها - گونتر گراس

بله، نيروانايى در كار نيست - كورت وونه‏گات جونيور

از آشنايى با شما خوش وقتم - جويس كرول اويتس

مرغ عشق - عدنان غريفي

هدايت - بهرام بيضايي

سه قطره خون - صادق هدايت

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate