خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
هزار و يک شب (شب سي و هشتم)


چون‌ شب‌ سي‌ و هشتم‌ برآمد
حكايت‌ كافور، غلام‌ دوم‌


 پس‌ غلام‌ دوم‌ گفت‌: من‌ هشت‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ مرا از ولايت‌ خويش‌ به‌ بازارگاني‌ بفروختند و من‌ در سالي‌ يك‌دفعه‌ دروغ‌ به‌ آن‌ بازرگان‌ مي‌گفتم‌ و به‌ سبب‌ آن‌ دروغ‌ او را با يارانش‌ به‌ جنگ‌ مي‌انداختم‌. بازرگان‌ ناگزير مانده‌ مرا به‌ دلال‌ سپرد كه‌ مشتري‌ از براي‌ من‌ بجويد. دلال‌مرا بازار برده‌ ندا درداد كه‌ اين‌ غلام‌ را به‌ شرط‌ عيب‌ كه‌ مي‌خرد؟ بازرگاني‌ پيش‌ آمد و از عيب‌ من‌ جويان‌ شد. دلال‌ گفت‌ كه:«سالي‌ يك‌باردروغ‌ همي‌گويد.» بازرگان‌ گفت:«با عيبي‌ كه‌ دارد به‌ چند درم‌ خواهي‌ فروخت‌؟» دلال‌ گفت‌:«به‌ شش‌صد درم.» پس‌ بايع‌ و مشتري‌ با هم‌ساز گشتند. بازرگان‌ درم‌ها شمرده‌ مرا به‌ حجره‌ برد و جامة‌ مناسب‌ به‌ من‌ بپوشانيد. چندي‌ پيش‌ او بماندم‌ تا سال‌ نو برآمد و آن‌ سال‌ مباركي ‌بود و بهاري‌ خرم‌ داشت‌. بازرگانان‌ هر روز يكي‌ ضيافت‌ مي‌كرد تا نوبت‌ به‌ خواجة‌ من‌ افتاد. با بازرگانان‌ به‌ باغي‌ كه‌ خارج‌ شهر بود برفتند. خوردني‌ و نوشيدني‌ بخوردند و نوشيدند و صحبت‌ و منادمت‌ همي‌كردند تا هنگام‌ ظهر شد. خواجة‌ او را به‌ چيزي‌ حاجت‌ افتاد. با من ‌گفت‌: بر استر بنشين‌ و به‌ خانه‌ رو و از خاتون‌ فلان‌ چيز بستان‌ و زود بازگرد.
 من‌ فرمان‌ بردم‌. چون‌ به‌ خانه‌ نزديك‌ شدم‌ فرياد زدم‌ و گريان‌ گشتم‌. مردم‌ محله‌ بر من‌ گرد آمدند. چون‌ آواز مرا خاتون‌ و دختران‌خواجه‌ بشنيدند در بگشودند و از سبب‌ آن‌ حالت‌ بازپرسيدند. گفتم‌: خواجه‌ام‌ با ياران‌ خود به‌ پاي‌ ديوار كهنه‌اي‌ نشسته‌ بودند و ديوار برايشان‌ بيفتاد. من‌ چون‌ اين‌ حالت‌ بديدم‌ سوار استر گشته‌ زود بيامدم‌ كه‌ شما را بياگاهانم‌.
 زن‌ و فرزند خواجه‌ چون‌ اين‌ بشنيدند گريبان‌ها چاك‌ زدند و همسايگان‌ بديشان‌ گرد آمدند و زن‌ خواجه‌ام‌ به‌ خانه‌ اندر شد، طاق‌هاي‌خانه‌ را درهم‌ شكست‌ و ظرف‌هاي‌ چيني‌ بيرون‌ انداخت‌ و تصويرهاي‌ خانه‌ را گل‌اندود كرد و تيشه‌ به‌ من‌ داده‌ گفت‌: اين‌ فواره‌ها بشكن‌ واين‌ درها و منظره‌ها بَركن‌!
 من‌ پيش‌ رفته‌ با او يار گشتم‌، خانه‌ را خراب‌ كرده‌ چيزها را تلف‌ همي‌ساختيم‌، تا اين‌كه‌ آن‌چه‌ به‌خانه‌ اندر شكستني‌ بود بشكستيم‌ وكندني‌ها بركنديم‌ و طاق‌ و سقف‌ غرفه‌ها از هم‌ فروريختيم‌، و من‌ فرياد يا سيدا همي‌زدم‌. پس‌ خاتون‌ و دختران‌ خواجه‌ با روي‌ گشاده‌ به‌درآمدند و گفتند: اي‌ كافور، ما را به‌ مكان‌ خواجه‌ دلالت‌ كن‌ تا او را از زير خاك‌ به‌در آورده‌ به‌ تابوتش‌ بگذاريم‌.
 من‌ پيش‌ افتاده‌ واسيدا گويان‌ و آن‌ها به‌ دنبال‌ من‌ با روي‌ گشاده‌، خروشان‌ و گريان‌، روان‌ شديم‌ و هيچ‌مرد و زن‌ و كودك‌ در شهر نماند، كه‌ همه‌ بر ما جمع‌ آمدند و ايشان‌ را كوچه‌ به‌ كوچه‌ همي‌گردانيدم‌. هركس‌ نشنيده‌ بود باخبر مي‌شد تا اين‌كه‌ خبر به‌ والي‌ رسيد.
چون‌ قصه‌ بدين‌جا رسيد بامداد شد و شهرزاد لب‌ از داستان‌ فروبست‌.


چون‌ شب‌ سي‌ و نهم‌ برآمد
 گفت‌: اي‌ ملك‌ جوان‌بخت‌، چون‌ خبر به‌ والي‌ رسيد والي‌ سوار شد و بيل‌داران‌ با خود برداشته‌ در پي‌من‌ روان‌ شد، و من‌ خاك‌ بر سركنان‌ فرياد واسيدا مي‌زدم‌ تا اين‌كه‌ به‌ باغ‌ اندر شدم‌. خواجه‌ام‌ چون‌ ديد كه‌من‌ بر سر و سينه‌ همي‌زنم‌ و واسيدتي‌ همي‌گويم‌ مبهوت‌ شد و گونه‌اش‌ زرد گرديد و گفت‌: اي‌ كافور، اين‌چه‌ حالت‌ است‌؟
 گفتم‌: چون‌ به‌ خانه‌ رفتم‌ ديدم‌ كه‌ ديوار خانه‌ خراب‌ شده‌ و خاتون‌ و فرزندانش‌ در زير خاك‌ مانده‌اند.
 خواجه‌ گفت‌: خاتون‌ خلاص‌ نشد؟
 گفتم‌: نخست‌ خاتون‌ بمرد.
 خواجه‌ گفت‌: دختر كوچك‌ من‌ خلاص‌ نگشت‌؟
 گفتم‌: لاواللّه‌.
 خواجه‌ گفت‌: استر سواري‌ من‌ چون‌ شد؟
 گفتم‌: ديوار خانه‌ و طويله‌ همه‌ از هم‌ فروريختند و هر چيز كه‌ به‌ خانه‌ و طويله‌ بود به‌ زير خاك‌ اندربماندند. از آدميان‌ و گوسفندان‌ و مرغان‌ چيزي‌ زنده‌ نماندند. همگي‌ پاره‌اي‌ گوشت‌ شده‌اند. اكنون‌ از خانه‌و خانگيان‌ هيچ‌ برجا نمانده‌ و گوسفندان‌ و مرغان‌ و چهارپايان‌ را گربه‌ها و سگان‌ پاك‌ خورده‌اند.
 خواجه‌ چون‌ سخنان‌ من‌ بشنيد جهان‌ به‌ چشمش‌ سياه‌ شد. خودداري‌ نتوانست‌ كرد و بر پاي‌ خاستن‌نتوانست‌. جامه‌هاي‌ خويشتن‌ بدريد و ريش‌ بكند و دستار بينداخت‌ و تپانچه‌ بر سر و روي‌ خويشتن‌زد، تااين‌كه‌ خون‌ از سر و رويش‌ برفت‌ و فرياد واولدا و وازوجتا بركشيده‌ گفت‌: اي‌ ياران‌، تاكنون‌ چنين‌مصيبت‌ را جز من‌ كه‌ ديده‌؟
 بازرگانان‌ نيز كه‌ از ياران‌ او بودند فرياد بركشيدند و گريستند و خواجه‌ام‌ از باغ‌ به‌در آمد و از بس‌ كه‌تپانچه‌ بر سر و روي‌ خود زده‌ بود راه‌رفتن‌ نمي‌توانست‌.
 چون‌ بازرگانان‌ از باغ‌ بر اثر خواجه‌ بيرون‌ شدند گردي‌ بديدند و فريادها بشنيدند. چون‌ نيك‌نگريستند گروهي‌ ديدند كه‌ همي‌آيند و والي‌ شهر در ميان‌ ايشان‌ سوار است‌ و پيوندان‌ بازرگان‌، خروشان‌ وگريان‌، با روهاي‌ گشاده‌ همي‌آيند. چون‌ نزديك‌ شدند نخستين‌ كسي‌ كه‌ خواجه‌ او را ديد خاتون‌ و فرزندان‌خواجه‌ بودند. از ديدن‌ ايشان‌ شگفت‌ مانده‌ بخنديد و حالت‌ بازپرسيد، و ايشان‌ نيز چون‌ خواجه‌ را بديدند گفتند: شكر خدا را كه‌ ترا زنده‌ ديديم‌!
 پس‌ فرزندان‌ بازرگان‌ خويشتن‌ را در پاي‌ پدر بينداختند و در دامنش‌ آويختند و گفتند: بر تو و ياران‌ تواز افتادن‌ ديوار چه‌ رسيد؟
 خواجه‌ با ايشان‌ گفت‌: از خرابي‌ خانه‌ بر شما چه‌ رفت‌؟
 ايشان‌ گفتند: حمد خداي‌ را تندرست‌ هستيم‌ و به‌ خانه‌ ما آسيبي‌ نرسيده‌، ولكن‌ غلام‌ تو كافور سربرهنه‌ و جامه‌ دريده‌ به‌خانه‌ آمد و واسيدا همي‌گفت‌. ما از سبب‌ بازپرسيديم‌. گفت‌ خواجه‌ در باغ‌ به‌ پاي‌ديواري‌ نشسته‌ بود. ديوار بيفتاد و بمرد. خواجه‌ گفت‌ سبحان‌ اللّ'ه‌. كافور همين‌ ساعت‌ خروشان‌ وفريادكنان‌ و واسيدتا گويان‌ آمد. من‌ از سبب‌ بازپرسيدم‌. گفت‌ خاتون‌ و فرزندانش‌ جملگي‌ بمردند. آن‌گاه‌خواجه‌ نگاه‌ كرد ديد كه‌ دستار در سر ندارم‌، گريان‌ و خروشان‌ خاك‌ بر سر مي‌كنم‌. بانگ‌ بر من‌ زد و گفت‌:ناپاك‌ و اي‌ پليدك‌ سياه‌، اين‌ چه‌ حادثه‌ است‌ بر پا كرده‌اي‌؟ به‌ خدا سوگند پوست‌ از تو بازگيرم‌ و گوشت‌ ازاستخوان‌ تو جدا سازم‌!
 گفتم‌: به‌ خدا سوگند هيچ‌كار به‌ من‌ نتواني‌ كرد، كه‌ تو مرا با همين‌ عيب‌ خريده‌اي‌ و جمعي‌ گواه‌ منند كه‌دانسته‌اي‌ كه‌ من‌ در سالي‌ يك‌بار دروغ‌ مي‌گويم‌ و اين‌كه‌ گفتم‌ نيمة‌ دروغ‌ بود. چون‌ سال‌ به‌ آخر رسد نيمة‌ديگر بخواهم‌ گفت‌!
 خواجه‌ بانگ‌ بر من‌ زد كه‌: اي‌ بدترين‌ غلامان‌، اين‌همه‌ آشوب‌ كه‌ كردي‌ هنوز نيمة‌ دروغ‌ است‌ و نيمة‌ديگر هم‌ خواهي‌ گفت‌؟ از من‌ دور شو كه‌ ترا آزاد كردم‌.
 گفتم‌: اگر تو آزادم‌ كني‌ نخواهم‌ رفت‌ تا سال‌ به‌انجام‌ رسد و نيمة‌ دروغ‌ بگويم‌. چون‌ دروغ‌ تمام‌ گويم‌آن‌گاه‌ مرا به‌ بازار برده‌ به‌ هر قيمتي‌ كه‌ خريده‌اي‌ و هر عيب‌ كه‌ شرط‌ كرده‌اي‌ باز به‌ همان‌ قيمت‌ و همان‌شرط‌ بفروش‌، و مرا آزاد مكن‌ كه‌ صنعتي‌ ندارم‌ تا معاش‌ بگذرانم‌، و اين‌ مسئلة‌ شرعيه‌ بُوَد كه‌ با تو گفتم‌ وفقيهان‌ نيز در باب‌ آزادي‌ بندگان‌ اين‌ را ياد كرده‌اند.
 القصّه‌، ما به‌ گفت‌وگو اندر بوديم‌ كه‌ والي‌ با جماعت‌ بسيار گروه‌ گروه‌ برسيدند. خواجه‌ام‌ نزد والي‌رفته‌ ماجرا را بيان‌ كرد و گفت‌: اين‌ پليدك‌ مي‌گويد اين‌كه‌ گفته‌ام‌ نيمة‌ دروغ‌ است‌!
 چون‌ مردم‌ اين‌ را بشنيدند از اين‌ دروغ‌ در عجب‌ ماندند و دشنام‌ به‌ من‌ داده‌ نفرين‌ همي‌كردند، ولي‌ من‌ايستاده‌ خندان‌ بودم‌ و مي‌گفتم‌ كه‌: خواجه‌ مرا چه‌گونه‌ تواند كشت‌ كه‌ مرا با اين‌ عيب‌ خريده‌ است‌!
 چون‌ خواجه‌ به‌ خانه‌ بازآمد سراي‌ خود ويران‌ يافت‌ و بيشتر از آن‌ خانه‌ْ من‌ خراب‌ كرده‌ و بس‌چيزهاي‌ قيمتي‌ كه‌ شكسته‌ بودم‌. زن‌ خواجه‌ با او گفت‌ كه‌ فلان‌ ظرف‌ و فلان‌ چيني‌ را كافور شكسته‌.خواجه‌ خشمناك‌ شد و گفت‌: تاكنون‌ چنين‌ تخمة‌ ناپاك‌ نديده‌ بودم‌ و هنوز نيمي‌ از دروغ‌ گفته‌! اگر نيمة‌ديگر نيز بگويد چه‌گونه‌ خواهد شدن‌؟ يقين‌ است‌ در آن‌ نيمة‌ ديگر جنگ‌ ميان‌ مردم‌ شهر و يا جنگ‌ ميانة‌دو شهر خواهد بود!
 پس‌ از آن‌ خواجه‌ از غايت‌ خشم‌ شكايت‌ پيش‌ والي‌ برد و او مرا شكنجه‌ كرد و چندان‌ تازيانه‌ به‌ من‌ زدكه‌ از خويش‌ برفتم‌. آن‌گاه‌ مرا پيش‌ دلاك‌ برد و هنوز به‌ خود نيامده‌ بودم‌ كه‌ آلت‌ مردي‌ من‌ ببريدند و داغ‌هابر تن‌ من‌ نهادند.
 چون‌ به‌ خود آمدم‌ خواجه‌ با من‌ گفت‌: چنان‌كه‌ تو بهترين‌ مال‌هاي‌ مرا تلف‌ كردي‌ من‌ نيز به‌ گمان‌ توبهترين‌ اعضاي‌ ترا ببريدم‌.
 آن‌گاه‌ مرا به‌ دلال‌ داده‌ به‌ قيمت‌ گران‌ بفروخت‌ و من‌ پيوسته‌ فتنه‌ها بر پا مي‌كردم‌ و به‌ هرجايي‌ كه‌مي‌رفتم‌ آشوب‌ همي‌انداختم‌ و اين‌ خواجه‌ به‌ آن‌ خواجه‌ام‌ همي‌فروخت‌ تا اين‌كه‌ خليفه‌ مرا بخريد. پس‌ ازآن‌ دروغ‌ نگفته‌ و آشوب‌ نكرده‌ام‌ و خليفه‌ از من‌ راضي‌ است‌.
 آن‌ دو غلام‌ به‌ سخن‌ كافور بخنديدند و گفتند: تو پليد بن‌ پليد هستي‌!


شب بعد >>


نسخه قابل چاپ
شناسه : PS0130
تاريخ ارسال : جمعه 18 شهریور 1384
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
بزدل - و.س. نایپُل

علم استنتاج - آرتور کانن دویل

تولد - اسماعیل فصیح

کلیدر، آبتنی مارال - محمود دولت‌آبادی

بمان زرافه - ولفگانگ بورشرت

آسیا‌های بادی فصل هشتم از کتاب«دن کیشوت» - سروانتس

بعدازظهر آخر پاييز - صادق چوبک

ساعت من - مارک تواین

معلم - شروود آندرسن

درست است که دیدار انجام نشد اما... - آنتون چخوف

سگ‌ها - مهشید امیرشاهي

روز حسابی برای کانگوروها - هاروکی موراکامی

لانه - فرانتس کافکا

اين مرد و زن - آناگاوالدا

آستین‌های سبز - هلن سیمپسون

پشت به در ورودی - میترا داور

مهمانی رومی - جان بارت (2008)

قوم و خویش‌های دور - اورهان پاموک

اگر امپرسیونیست‌ها دندان پزشک بودند - وودی آلن

خوابگرد - هوشنگ گلشیری

نظم - چارلی چاپلین

قصه عينكم - رسول پرويزي

ماه نرم - ایتالو کالوینو

با هم - احمد محمود

مادر - جیمز جویس

این همه آب و این‌قدر نزدیک به خانه - ریموند کارور

سار بی‌بی خانم - مهشید امیرشاهی

این برف، این برف لعنتی - جمال میرصادقی

سالي‌ دو ماه‌ - محمد بهارلو

ماجرای گند - آنتون چخوف

روياي يك ساعته - كيت شوپن

سه شنبة خیس - بیژن نجدی

چهره - آلیس مونرو

گذرنامه - هرتا مولر

دفترچه پس انداز - آلبا دسس پدس

دختر خاله‌ها - جویس کرول اوتس

تب خال - احمد محمود

قصه دختر سعید مسیّب - شمس‌الدّین محمّد تبریزی

مترسک - جبران خلیل جبران

زير درخت ليل - هوشنگ گلشيري

خواب هاروی - استیون کینگ

در حال و هواي سن ژرمن - آنا گاوالدا

باغچه جعفری - ویلیام سارویان

یکی از همین روزها - گابریل گارسیا مارکز

خال و ناخن - آلکس لاگوما

يك تصوير - ويرجينيا وولف

بیرون رانده - ساموئل بکت

دست بردار! - فرانتس كافكا

كلاس درس - غلام‌حسین ساعدی

كالسكه - نيكلاي گوگول

شجره النور يا درخت روشنایی - محمدرضا صفدری

آينه ها - دينو بوتزاتي

عُقلاي‌ِ مجانين - محمد بهارلو

مرد - محمود دولت‌آبادی

لاک قرمز - میترا داور

در شهرکی غریب - شروود آندرسن

گزارشی از صنعت سایه - پیتر کری

فصل سانسور شده «نخستين حلقه» - سولژنيتسين

شكل واقعي من - نسيم خاكسار

متزن گرشتاین - ادگار آلن پو

ملخ‌ها - بهروز دهقانی

مرگ یک راهزن - لوییجی بارتزینی

شناگر - جان چيور

یک دست و دو هندوانه - آنتون چخوف

آنطرفِ خیابان - جعفر مدرس صادقی

آتش زردشت - هوشنگ گلشیری

باغ سنگ - سيمين دانشور

خاطره - مارسل پروست

خانه اشباح - ويرجينيا ولف

کرگدن‌ها - اوژن یونسکو

از همه بهارها تا یک پائیز - محمود کیانوش

لباس سرهم - چارلز بوكوفسكي

فرنی - جی. دی. سلینجر

نخستین اشتباهی که نی نی کرد. . . - دونالد بارتلمی‌

بیدار - توبیاس ولف

خانم حوا - هانری تروایا

دایی ممد - نسیم خاکسار

پس از تاريكي در زمين‌هاي بازي - ام. آر. جيمز

قسمتی از رمان عروس نیل - محمد بهارلو

کنت دراکولا - وودی آلن

این آقای هلندی - هرمان هسه

چگونه وانگ‌فو رهایی یافت؟ - مارگریت یورسنار

راشومون - ريونوسوكه آكوتاگاوا

لاشخور - فرانتس کافکا

نقشبندان - هوشنگ گلشیری

قيل و قال روي درخت - حنيف قريشي

دن آرام - ميخائيل شولوخوف

هديه‌ي غير منتظره - استيگ داگرمن

پسر نازنين - رولد دال

محاکمه - آنتون چخوف

گیرم که بلی - توبیاس وولف

تصادف - سیمین دانشور

لوزة سوم - علي اشرف درويشيان

حباب غم - چارلز بوكوفسكي

مامور قطع آب - مارگريت دوراس

رادیکال‌های آزاد - آلیس مونرو

هزارو‌یک‌شب - هزارو‌یک‌شب

خاله نوشا عاشق بود - ميترا داور

دوشیزه بریل - کاترین منسفیلد

بشر دوست - رومن گاری

چاه‏كن‏ها - محمد بهارلو

جنوب - خورخه لوييس بورخس

چنار - هوشنگ گلشیری

زائر عارف بختور - اسماعیل فصیح

شکوه قانون - فرانک اُکانر

دست‌گرمی برای نوشتن یک داستان - شروود آندرسن

لباس نو - ویرجینیا ولف

جاودانگي - ميلان كوندرا

مزدور - جان اشتان بک

روز شمار - کارل چاپک

کشيك شبانه - رضا جولايي

ده تا سرخ‌پوست - ارنست همينگ‌وي

طوطي - سيمين بهبهاني

ناتاشا - ولاديمير ناباکوف

سگِ دانا - جبران خليل جبران

خوب‌ها کمي پايين‌تر زندگي مي‌کنند - نادر ابراهيمي

مضمون خائن و قهرمان - خورخه لوييس بورخس

بيچاره آن مرحوم - لويجي پيراندلو

موجي که هرگز دريا را ترک نکرد - اوکتاويوپاز

دهکدة بعدي - فرانتس کافکا

سه قديس تيره - ولفگانگ برشرت

گزيده هايي از دفتر يادداشت هاي وودي آلن - وودي آلن

پدر - ريموند کارور

قضيه ي تيارت (طوفان عشق خون آلود) - صادق هدايت

صندوقچة طلايي - ريلکه

سلماني زنش را کشته - آلبر کوسري

قتل زوجة «هانِ» تَردست - شي گانا اويا

شرحي بر قصيدة جمليه - هوشنگ گلشيري

قديس - وي اس پريچت

مزاحمت - دوريس لِسينگ

گربه زير باران - ارنست همينگوي

بدونِ قهرمان - تي سي بويل

ربايش - توبياس ولف

دقيقاً - هارولد پينتر

خط و رنگ - ايساك بابل

داستان ششم - جلال‌‌آل احمد ، سيمين دانشور

طلاق - آيزاک باشويس سينگر

پارکِر اَندِرسِنِ فيلسوف - اَمبروس بي يرس

خيره - دوريس لسينگ

قطعه‌اي ازتک‌گويي نووه چنتو - الساندرو باريکّو

مرده خورها - صادق هدايت

خواب به خواب - محمد بهارلو

کنار دريا - آلن رب گريه

رؤيت دخترصددرصد ايده‌ال در صبح‌گاه بهاري - ‌هاروکي موراکامي

سه مينياتور - ناصر زراعتي

يرما - فدريکو گارسيا لورکا

بي - علي‮اشرف درويشيان

چراغ‌هاي بي‌فروغ - شروود اَندرسون

نفتي - صادق چوبک

آقاي کبوتر و بانو - کاترين منسفيلد

فاجعه معدن در نيويورک - هاروکي موراکامي

کابوس - فروغ فرخزاد

نيويورک، محشر است! - آرت بوخوالد

يک روز خوش براي موزماهي - جي.دي. سلينجر

خانه‌اي در آسمان - گلي ترقي

موش يک کلمه است - ميترا داور

آسمان سياهِ شب - جرمي کِين

دوشيزه - ماريو بارگاس يوسا

مردي از جنوب - رولد دال

نهيليت - کورت کوزنبرگ

جلو قانون - فرانتس کافکا

جنگ - جبران خليل جبران

اتهام به خود - پتر هانتکه

نوشتة خداوند - خورخه لوئيس بورخس

ماهي وجفتش - ابراهيم گلستان

زندگي خوش و کوتاه فرانسيس مکومبر - ارنست ميلر همينگ‮وي

مرگ پدرم - چارلز بوکوفسکي

گذر از تونل - دوريس لسينگ

لادا و ميلنا - لارا واپنير

رازي ميان دو نفر - کوونتين ري‌نولدز

گلستان سعدي - باب ششم: در ضعف پيرى - سعدی_تصحيح محمدعلي فروغي

آقاي نويسنده تازه كار است - بهرام صادقي

صداها در فضا و درشب - ولفگانگ بورشرت

بي‌تفاوت - فروغ فرخ‌زاد

يک گل‌سرخ براي اميلي - ويليام فاکنر

ترس - احمد محمود

راکي - جان دوس پاسوس

انتَ عُمري - محمد بهارلو

ناخدا عبدل - حسن کرمي

گلستان سعدي - باب پنجم: در عشق و جوانى - تصحيح محمد علي فروغي

قنداق - يوکيو ميشيما

تمارض - ميترا داور

ده نفر سرخ‮پوست - ارنست همينگ‮وي

جشن فرخنده - جلال آل احمد

ديباچه و داستان پنجمِ کتاب چهل طوطي - سيمين دانشور، جلال آل‮احمد

دختر - جاماييكا كينكيد

وقتي آتش خاموش شود - هاروکي موراکامي

ذکر حکايت افشين و خلاص يافتن بودلف از وي - خواجه ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي دبير

گرگ پشت در - جيمز تربر

شركا - ريچارد براتيگان

ديسک - خورخه لوئيس بورخس

آواها - ولاديمير ناباكف

جوراب شلواري - تيم اوبرايان

ساندويج - غلامحسين ساعدي

تجلي - صادق هدايت

مرد مرده - خورخه لوئيس بورخس

با پسرم روي راه - ابراهيم گلستان

عقدة ادیپ من - فرانک اُکانر

تپه‌هايي چون فيل‌هاي سفيد - ارنست ميلر همينگ‌وي

سوآپي‌ و پاسبان‌ها - ا. هنري

همسر قاضي - ايزابل آلنده

محكمة جنايي* - ياروسلاو هاشِك

اين طرف بيا، اره كش! - هيوس دل كورال

مرگ در ميزند - وودي آلن

گلستان سعدی - باب چهارم، در فوايد خاموشى - تصحیح شادروان محمدعلی فروغی

گلستان سعدي - باب سوم، در فضيلت قناعت - تصحيح شادروان محمدعلي فروغي

عافيت - بهرام صادقي

برف‌هاي کليمانجارو - ارنست ميلر همينگوي

تالپا - خوان رولفو

ما آدم نمي‌شيم!.. - نوشتة: عزيز نسين

شوخي - آنتون پاولوويچ چخوف

دگرگوني دريا - ارنست همينگوي

شواليه ناموجود - ايتالو كالوينو

گلستان سعدي - باب دوم، در اخلاق پارسايان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

گلستان سعدي - باب اول، در سيرت پادشاهان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

خدمت وظيفه - برانيسلاو نوشيج

صورت آبي - هانريش بل

دُرشتي - علي‌اشرف درويشيان

درد پنجم - اميرحسين چهل‌تن

گلدسته ها و فلک - جلال آل احمد

آوريل در يونان - آندره كدروس

رمان همشاگردي‌ها - حسين مرتضائيان آبكنار

مرگ در كاسة سر - جواد مجابي

انعکاس آفتاب در تخته‌هاي بار‌انداز - جِي. دي. سَلينجِر

ماه‌پيشاني - احمد شاملو

گلستان سعدي - سعدي

نمايشنامة نظم نوين جهان - هرولد پينتر1

حكايت‌ دو وزير - هزار و يک شب

چاقو - محمد بهارلو

قفسة دوم - ميترا داور

سنگي بر گوري - جلال آل احمد

عكس - رودي دويل

زير باران - احمد محمود

نوامبر - پيتر بيکسل

گربه سياه - ادگار آلن پو

عزاداران بيل - غلام‌حسين ساعدي

خسيس - مولير

پدر - ايساک بابل

اي آفتاب غروبگاه - ويليام فاکنر

ذوق زبان - آن تايلر

شبي با امپراتريس - ايساک بابل

بينوايان - ويکتور هوگو

روي خور - محمد بهارلو

تخم‌مرغ و مرغ - جوواني گوارسکي

عشاي نيمه‌شب - ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس

ويرانه‌هاي مدور - خورخه لوئيس بورخس

نوروزنامه - حکيم ابوالفتح عياث‌الدين عمربن ابراهيم خيام

قرعه کشي - شرلي جکسن

سان سالوادور - پيتر بيکسل

خانواده هاي آواره - فرهاد پيربال

عشق در سالن فريز - ميترا داور

شاعر بزرگ - چارلز بوكفسكي

شام خانوادگي - کازوئوايشي گورو

جنايت و مکافات - جوواني گوارسکي

اودسا - ايساک بابل

دوشو - گي دوموپاسان

گنج - ويليام سامرست موآم

در آسمان و بر زمين - اينگه‌بُرگ باخمان (۲)

يك فرشتة بهتر - كريس آدرين

ترس و لرز - غلام‌حسين ساعدي

رؤياهايم را مي‌فروشم - گابريل گارسيا مارکز

راه دور - محمد بهارلو

نان - ولفگانگ بورشرت

مشت‌زن حرفه‌اي - ارنست همينگوي

ترس ولرز - غلام‌حسين ساعدي

11 سپتامبر، خيابان توليه - راينر ماريا ريلكه

آخرين سفر کشتي خيالي - گابريل گارسيا ماركز

اردوگاه سرخ‌پوستان - ارنست همينگوي

ماجراي جو - مارك استنلي بيوباين

يك بار در تمام زندگي - جومپا لايري

دشمن‌ها - آنتون پاولوويچ چخوف

مرگ مدام در ماوراة عشق - گابريل گارسيا ماركز

ساعت استراحت - لنگستن هيوز

چاه - ناصر تقوايي

فارسي شکر است - محمّد علي جمال‌زاده

مرد لال - شروود آندرسون

بعضي چيزها پايدار مي‎مانند - شروود آندرسن

گل رس - جيمز جويس

گوسالة کوچولو - ارسکين کالدول

حديث مور و حشمت سليمان -

کلئوپاترا - نوشتة: ويل کاپي

دسته گل آبي - اوکاتاويو پاز

نبش‌ِ قبر - محمد بهارلو

ايما و اشاره‌ها - ولاديمر ناباکف

خيانت چگونه به روسيه راه يافت - راينر ماريا ريلكه

يك شب - نجيبه احمد

تپه‌های سبز آفریقا - ارنست همینگوی

کهن‌ترین داستان جهان - رومن گاری

تپه کومادرس(1) - خوان رولفو

شبي که تنهايش گذاشتند - خوان رولفو

به‌ياد آر - خوان رولفو

بوگارت - و. س. نايپُل

قلمرو خدا - ويليام فاکنر

نامه به همساية دانشمند - آنتون چخوف

سگ خالي - دينو بوتزاتي

خائن - بزرگ علوي

عيد فقرا صفا ندارد - جان چيور

آدم اول(فصل اول) - آلبر کامو

بي‌بي - نسيم خاكسار

راز و نياز يک لاف‌زن - لنگستن هيوز

شب سي‌‌ودوم - هزار و يک شب

بعضي از ما دوستمان کُلبي را تهديد مي‌‌کرديم - دونالد بارتِلْمي

ببر مردم شناس - جيمز تربر

شب سي‌‌ويکم - هزار و يک شب

فلوسي - وودي آلن

شب سي‌اُم - هزار و يک شب

غول‌هاي ادب دو آلمان - 195۶ - گنتر گراس

پاهام زندگي مخصوص خودشونو دارن - لنگستن هيوز

شب بيست‌ونهم - هزار و يک شب

داستان بر دار کردنِ حسنک وزير - ابوالفضل محمدبن‌حسين بيهقي

شب بيست‌وهشتم - هزار و يک شب

در بيشه - ريونوسوکه آکوتاگاوا

شب بيست‌وهفتم - هزار و يک شب

فصل منتشر نشده‌اي از «هکلبري ‌فين» - مارک توين

شب بيست‌وششم - هزارويک شب

دارکوب‌ها - ارسکين کالدول

شب بيست‌وپنجم - هزار و يک شب

نخستين عشق - ساموئل بکت

فردا - صادق هدايت

چرند پرند (اخبار شهري) - علي‌اکبر دهخدا

آدم‌کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

زاير - نسيم خاکسار

شب چهلم - هزارويک شب

زنان حساس - جان آپدايک

زندگي - گريس پي‌لي

سرخوردگي‌ بزرگ‌ - گوستاو دامان‌

برتا خيکي - 1910 - گونتر گراس

کلاغ در جنگل - جان آپدايک

بي‌همگي - ساموئل بکت

علامت‌ - محمدرضا گودرزي‌

خاطرات‌ قبرستان‌ - يوسف‌ عزيزي‌ بني‌طُرُف‌

سنگ سياه - محمدرضا صفدري

خواسته‌ها - گريس پي‌لي

بنگ - ساموئل بکت

هريسُن بِرگِرُن - كورت ونه گوت

هي‌هي‌، جبلي‌، قُم‌ قُم‌ - رضا دانشور

جادكمه‌ - محمدرضا گودرزي‌

نويسنده‌ صبح‌ها يك‌ قاشق‌ شيرة‌ گل‌ مي‌نوشيد تا در حالت‌ جنيني‌ بنويسد - حسن‌ اصغري‌

مؤمنان‌ - جان‌ آپدايك‌

غم‌باد - ناتاشا اميري‌

مزاحم - خورخه لوئيس بورخس

اعدام‌ - عدنان‌ غُريفي‌

هکلبري فين - مارک توين

نُه - کلاوس شلِ زينگر

گل‌کلم‌سبز - للارا وپنيار

باران تابستان - مارگريت دوراس

زخم شمشير - خورخه لوئيس بورخس

بادنماها و شلاق‌ها - نسيم‌ خاكسار

گذرگاه‌ِ مُردگان‌ - محمد بهارلو

صفحة‌ حوادث‌ - مجيد دانش‌آراسته‌

آخرين‌ پمپ‌ بنزين‌ - شرلي‌ آن‌ گرو

کويتا از ميان شيشه - اميلي ايشم رابوتد

سقف - كوين بروك ماير

حمام - نجف دريابندري

شاهدان‌ - جان‌ آپدايك‌

شپش - جاهد جهان‌شاهي

آواز فوارة‌ آب‌ و گنجشك‌ - حسن‌ اصغري‌

روگذر عابر پياده‌ - ميترا الياتي‌

در ستايش عقل - محمدرضا بيگي

آدم کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

جاي‌ دنج‌ِ تميز و پُر نور - ارنست‌ همينگ‌وي‌

بقال‌ خرزويل‌ - نسيم خاكسار

غذاخوردن‌ آلماني‌ - كاترين‌ منسفيلد

والتر جان هارمون - اي. ال. دکترف

افسون‌گر - هاينريش‌ مان‌

مردم‌آزارها - ريموند كارور

گمشدگي - انوش صالحي

دنِ آرام - ميخاييل شولوخوف

كابوس‌ مرد خدا - برتراند راسل‌

آمريكا - هاينريش‌ بُل‌

ماجراي‌ كوگلماس‌ - وودي‌ آلن‌

غوك‌ - رضا علامه‌زاده‌

نوشتة‌ خواننده‌ - ارنست‌ همينگ‌وي‌

دشمن‌ِ شمارة‌ يك‌ اجتماع‌ - جان‌ بوكوفسكي‌

هزار و يک شب (شب سي و هشتم) -

اوليس‌ - جيمز جويس‌

آدم‌هاي‌ مشهور - اورهان‌ پاموك‌

هميشه‌ مادر - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

جعبة‌ آرزو - سيلويا پلات‌

موزلي - ويليام فاکنر

سيل توي چادرت افتاده - تس گالاگر

آينه - محمود دولت‌آبادي

داشتن و نداشتن - ارنست همينگ‌وي

چرا دريا توفاني شده بود - صادق چوبك

آشغالداني - نسيم خاکسار

گزيده آثار چوبک - صادق چوبک

زني که مردش را گم کرد - صادق هدايت

آقا جولو - ناصر تقوايي‌

بوم - انوش صالحي

خواب خون - بهرام صادقي

معصوم دوم - هوشنگ گلشيري

فارسي شكر است - محمدعلي جمال‌زاده

گدا - غلام‌حسين ساعدي

گيله مرد - بزرگ علوى

جهنم و بهشت - جامپا ليري

کراوات‌هاي آقاي ودريف - تس گالاگر

من و سهراب دريابندري - نجف دريابندري

شور و شوق - آليس مونرو

لانة خرگوش، بهترين توضيح - آن بيتي

اُسَبِل‌ - جويس‌ كَرول‌ اوتِس‌

استوديوي شمارة 54 - ريچارد براتيگان

ساعتِ آشپزخانه - وُلفگانگ بُرشِرت

آخرين تير تفنگ من - آلفونس دو لامارتين

مدال‌هاي‌ جنگي بسيار در بازار بي‌خريدار - ارنست همينگوي

پيانونواز - دونالد بارتلمي

هفت سين - محمد بهارلو

تابوتي بر آب - محمد بهارلو

چپ دست ها - گونتر گراس

بله، نيروانايى در كار نيست - كورت وونه‏گات جونيور

از آشنايى با شما خوش وقتم - جويس كرول اويتس

مرغ عشق - عدنان غريفي

هدايت - بهرام بيضايي

سه قطره خون - صادق هدايت

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate